Khayyam
خیام · Astronomer of the Fleeting Moment
c. 1048–1131 CENishapur, Khorasan45 poems
Omar Khayyam was a mathematician and astronomer before he was known for verse. His quatrains — the Rubaiyat — meditate with startling clarity on time, doubt, and seizing the present. In the West, Edward FitzGerald’s translation made him one of the most-read poets of the nineteenth century.
Khayyam led the reform that produced the Jalali calendar — the solar reckoning this site restores. The man who measured the year also wrote its most honest poems about how little of it we have.
Quatrains(45)
- برخیز بُتا، بیا ز بهر دل مارباعی شمارهٔ ۱
- چون عهده نمیشود کسی فردا رارباعی شمارهٔ ۲
- قرآن که مهین کلام خوانند آن رارباعی شمارهٔ ۳
- گر مِی نخوری طعنه مزن مستان رارباعی شمارهٔ ۴
- هر چند که رنگ و بوی زیباست مرارباعی شمارهٔ ۵
- ماییم و می و مُطرب و این کنجِ خرابرباعی شمارهٔ ۶
- آن قصر که جمشید در او جام گرفترباعی شمارهٔ ۷
- ابر آمد و باز بر سرِ سبزه گریسترباعی شمارهٔ ۸
- اکنون که گل سعادتت پربار استرباعی شمارهٔ ۹
- امروز تو را دسترس فردا نیسترباعی شمارهٔ ۱۰
- ای آمده از عالم روحانی تفترباعی شمارهٔ ۱۱
- ای چرخ فلک! خرابی از کینهٔ توسترباعی شمارهٔ ۱۲
- ای دل! چو زمانه میکند غمناکترباعی شمارهٔ ۱۳
- این بحرِ وجود آمده بیرون ز نَهُفْترباعی شمارهٔ ۱۴
- این کوزه چو من عاشقِ زاری بودهسترباعی شمارهٔ ۱۵
- این کوزه که آبخوارهٔ مزدوریسترباعی شمارهٔ ۱۶
- این کهنه رباط را که عالم نام استرباعی شمارهٔ ۱۷
- این یک دو سه روز نوبت عمر گذشترباعی شمارهٔ ۱۸
- بر چهرۀ گل نسیم نوروز خوش استرباعی شمارهٔ ۱۹
- پیش از من و تو لیل و نهاری بودهسترباعی شمارهٔ ۲۰
- تا چند زنم به روی دریاها خشترباعی شمارهٔ ۲۱
- ترکیبِ پیالهای که در هم پیوسترباعی شمارهٔ ۲۲
- ترکیب طبایع چو به کام تو دمیسترباعی شمارهٔ ۲۳
- چون ابر به نوروز رخِ لاله بِشُسْترباعی شمارهٔ ۲۴
- چون بلبل مست راه در بستان یافترباعی شمارهٔ ۲۵
- چون چرخ به کامِ یک خردمند نگشترباعی شمارهٔ ۲۶
- چون لاله به نوروز قدح گیر به دسترباعی شمارهٔ ۲۷
- چون نیست حقیقت و یقین اندر دسترباعی شمارهٔ ۲۸
- چون نیست ز هر چه هست جز باد به دسترباعی شمارهٔ ۲۹
- خاکی که به زیر پای هر نادانیسترباعی شمارهٔ ۳۰
- دارنده چو ترکیب طبایع آراسترباعی شمارهٔ ۳۱
- در پردۀ اسرار کسی را ره نیسترباعی شمارهٔ ۳۲
- در خواب بُدَم، مرا خردمندی گفترباعی شمارهٔ ۳۳
- در دایرهای که آمد و رفتن ماسترباعی شمارهٔ ۳۴
- در فصل بهار اگر بتی حور سرشترباعی شمارهٔ ۳۵
- دریاب که از روح جدا خواهی رفترباعی شمارهٔ ۳۶
- ساقی گل و سبزه بس طربناک شدهسترباعی شمارهٔ ۳۷
- عمریست مرا تیره و کاریست نه راسترباعی شمارهٔ ۳۸
- فصل گل و طرف جویبار و لب کشترباعی شمارهٔ ۳۹
- گر شاخِ بقا ز بیخِ بختت رُسْتهسترباعی شمارهٔ ۴۰
- گویند کسان بهشت با حور خوش استرباعی شمارهٔ ۴۱
- گویند مرا که دوزخی باشد مسترباعی شمارهٔ ۴۲
- من هیچ ندانم که مرا آنکه سرشترباعی شمارهٔ ۴۳
- مهتاب به نور دامن شب بشکافترباعی شمارهٔ ۴۴
- میخوردن و شادبودن، آیینِ من استرباعی شمارهٔ ۴۵