رباعی شمارهٔ ۱۴
Khayyam · Quatrains
Recited by احسان اسماعیلیListen on Ganjoor
Shown in the Persian original — a verified English translation of this poem is not available yet.
این بحرِ وجود آمده بیرون ز نَهُفْت
کس نیست که این گوهرِ تحقیق بِسُفْت
هر کس سخنی از سرِ سودا گفتند
زآن روی که هست، کس نمیداند گفت
Summary (Persian)
این شعر بیان میکند که این جهان عظیم از نیستی بهوجود آمده و هیچکس شاهد پدید آمدن آن نبوده(مَا أَشْهَدْتُهُمْ خَلْقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَا خَلْقَ أَنْفُسِهِمْ: شاهد نگرفتم آنها را در خلقت آسمانها و زمین و خلقت خودشان) بنابراین هیچکس پی به حقیقت آن نمیبرد. و به همین دلیل است که هرکس از نظرگاه خود افسانهای میگوید و گمان میکند حقیقت آن است اما حقیقت این است که هیچکس به حقیقت و غایت آن پی نخواهد برد.
