رباعی شمارهٔ ۲۱
Khayyam · Quatrains
Recited by داوود ملک زادهListen on Ganjoor
Shown in the Persian original — a verified English translation of this poem is not available yet.
تا چند زنم به روی دریاها خشت
بیزار شدم ز بتپرستان کنشت
خیام! که گفت «دوزخی خواهد بود؟»
که رفت به دوزخ و که آمد ز بهشت؟
Summary (Persian)
تا کی کار بیهوده انجام بدهم، از بت پرستان (درکل پرستش و پرستندکان) خسته شدم، چه کسی گفته دوزخ وجود دارد؟ خیام در اینجا، کل قضیه پرستش را زیر سوال میبرد و آن را کار بیهوده و عبثی میداند. و برای اثبات حرفش دلیل میآورد که کسی به دوزخ نرفته و کسی از بهشت نیامده است که به ما خبر از وجودش بدهد؟
