خیام
Khayyam · حکیم و ستارهشناسِ دمِ گذرا
حدود ۴۲۷ تا ۵۱۰ خورشیدینیشابور، خراسان45 شعر
عمر خیام پیش از آنکه به شعر شناخته شود، ریاضیدان و ستارهشناس بود. رباعیات او با روشنیِ حیرتانگیز دربارهٔ زمان، تردید و دریافتنِ «اکنون» تأمل میکنند. در غرب، ترجمهٔ ادوارد فیتزجرالد او را به یکی از پرخوانندهترین شاعران سدهٔ نوزدهم بدل کرد.
خیام سرپرست اصلاحی بود که به گاهشماری جلالی انجامید؛ همان تقویم خورشیدی که این پایگاه آن را احیا میکند. کسی که سال را اندازه گرفت، صادقترین شعرها را نیز دربارهٔ کوتاهیِ آن سرود.
رباعی(45)
- برخیز بُتا، بیا ز بهر دل مارباعی شمارهٔ ۱
- چون عهده نمیشود کسی فردا رارباعی شمارهٔ ۲
- قرآن که مهین کلام خوانند آن رارباعی شمارهٔ ۳
- گر مِی نخوری طعنه مزن مستان رارباعی شمارهٔ ۴
- هر چند که رنگ و بوی زیباست مرارباعی شمارهٔ ۵
- ماییم و می و مُطرب و این کنجِ خرابرباعی شمارهٔ ۶
- آن قصر که جمشید در او جام گرفترباعی شمارهٔ ۷
- ابر آمد و باز بر سرِ سبزه گریسترباعی شمارهٔ ۸
- اکنون که گل سعادتت پربار استرباعی شمارهٔ ۹
- امروز تو را دسترس فردا نیسترباعی شمارهٔ ۱۰
- ای آمده از عالم روحانی تفترباعی شمارهٔ ۱۱
- ای چرخ فلک! خرابی از کینهٔ توسترباعی شمارهٔ ۱۲
- ای دل! چو زمانه میکند غمناکترباعی شمارهٔ ۱۳
- این بحرِ وجود آمده بیرون ز نَهُفْترباعی شمارهٔ ۱۴
- این کوزه چو من عاشقِ زاری بودهسترباعی شمارهٔ ۱۵
- این کوزه که آبخوارهٔ مزدوریسترباعی شمارهٔ ۱۶
- این کهنه رباط را که عالم نام استرباعی شمارهٔ ۱۷
- این یک دو سه روز نوبت عمر گذشترباعی شمارهٔ ۱۸
- بر چهرۀ گل نسیم نوروز خوش استرباعی شمارهٔ ۱۹
- پیش از من و تو لیل و نهاری بودهسترباعی شمارهٔ ۲۰
- تا چند زنم به روی دریاها خشترباعی شمارهٔ ۲۱
- ترکیبِ پیالهای که در هم پیوسترباعی شمارهٔ ۲۲
- ترکیب طبایع چو به کام تو دمیسترباعی شمارهٔ ۲۳
- چون ابر به نوروز رخِ لاله بِشُسْترباعی شمارهٔ ۲۴
- چون بلبل مست راه در بستان یافترباعی شمارهٔ ۲۵
- چون چرخ به کامِ یک خردمند نگشترباعی شمارهٔ ۲۶
- چون لاله به نوروز قدح گیر به دسترباعی شمارهٔ ۲۷
- چون نیست حقیقت و یقین اندر دسترباعی شمارهٔ ۲۸
- چون نیست ز هر چه هست جز باد به دسترباعی شمارهٔ ۲۹
- خاکی که به زیر پای هر نادانیسترباعی شمارهٔ ۳۰
- دارنده چو ترکیب طبایع آراسترباعی شمارهٔ ۳۱
- در پردۀ اسرار کسی را ره نیسترباعی شمارهٔ ۳۲
- در خواب بُدَم، مرا خردمندی گفترباعی شمارهٔ ۳۳
- در دایرهای که آمد و رفتن ماسترباعی شمارهٔ ۳۴
- در فصل بهار اگر بتی حور سرشترباعی شمارهٔ ۳۵
- دریاب که از روح جدا خواهی رفترباعی شمارهٔ ۳۶
- ساقی گل و سبزه بس طربناک شدهسترباعی شمارهٔ ۳۷
- عمریست مرا تیره و کاریست نه راسترباعی شمارهٔ ۳۸
- فصل گل و طرف جویبار و لب کشترباعی شمارهٔ ۳۹
- گر شاخِ بقا ز بیخِ بختت رُسْتهسترباعی شمارهٔ ۴۰
- گویند کسان بهشت با حور خوش استرباعی شمارهٔ ۴۱
- گویند مرا که دوزخی باشد مسترباعی شمارهٔ ۴۲
- من هیچ ندانم که مرا آنکه سرشترباعی شمارهٔ ۴۳
- مهتاب به نور دامن شب بشکافترباعی شمارهٔ ۴۴
- میخوردن و شادبودن، آیینِ من استرباعی شمارهٔ ۴۵