رباعی شمارهٔ ۴۳
خیام · رباعی
خوانش: داوود ملک زادهشنیدن دکلمه در گنجور
من هیچ ندانم که مرا آنکه سرشت
از اهل بهشت کرد یا دوزخ زشت
جامی و بتی و بربطی بر لب کشت
این هرسه مرا نقد و تو را نسیه بهشت
خلاصهٔ شعر
در این ابیات، شاعر به این موضوع اشاره میکند که نمیداند آیا سرشت او از اهل بهشت است یا از اهل دوزخ. او به زیباییهای دنیا که شامل شراب، معشوق و موسیقی است، اشاره میکند و میگوید که تمام این نعمتها برای او کاملاً واقعی و ملموس است، در حالی که برای دیگران فقط در آینده و به صورت وعده بهشت قابل دریافت است. به عبارتی، او به زندگی و لذتهای آن در زمان حال اهمیت بیشتری میدهد تا وعدههای بعید.
خلاصهٔ خودکار، برگرفته از گنجور.
