رباعی شمارهٔ ۲۸
خیام · رباعی
خوانش: داوود ملک زادهشنیدن دکلمه در گنجور
چون نیست حقیقت و یقین اندر دست
نتوان به امید شَک همه عمر نشست
هان تا ننهیم جامِ مِی از کف دست
در بیخبری، مَرد، چه هشیار و چه مست
خلاصهٔ شعر
این اشعار به عدم وجود حقیقت و یقین در زندگی اشاره دارد. شاعر میگوید که نمیتوان همیشه در شک و تردید زندگی کرد و بهتر است از لحظات زندگی لذت ببریم. چه فرقی دارد که آدم هشیار باشد یا مست، وقتی در بیخبری زندگی میکند، بهتر است خوشیها را در آغوش بگیرد.
