Ferdowsi
فردوسی · The Reviver of the Persian Tongue
c. 940–1020 CETus, Khorasan142 poems
Abolqasem Ferdowsi spent thirty years composing the Shahnameh, the Book of Kings — nearly fifty thousand couplets that carry Iran’s mythology, history, and moral imagination across a thousand years. He wrote it in almost pure Persian at a moment when the language itself was in danger of being lost.
When Ferdowsi wrote “I revived the Persians with this Persian tongue,” he performed the same act this calendar performs: refusing an erasure and restoring a nation’s memory.
Shahnameh(142)
- به نام خداوندِ جان و خردبخش ۱ - آغاز کتاب
- کُنون اِی خِرَدمَند وَصفِ خِرَدبخش ۲ - ستایشِ خرد
- از آغاز باید که دانی دُرُستبخش ۳ - گفتار اَندر آفرینشِ عالم
- چو زین بُگذَری مَردُم آمد پَدیدبخش ۴ - گفتار اَندر آفرینشِ مَردُم
- زِ یاقوتِ سُرخ اَست چَرخِ کَبودبخش ۵ - گفتار اندر آفرینشِ آفتاب
- چراغ اَست مَر تیره شَب را بَسیچبخش ۶ - در آفرینشِ ماه
- تو را دانش و دین رهاند درستبخش ۷ - گفتار اندر ستایش پیغمبر
- سخن هر چه گویم همه گفتهاندبخش ۸ - گفتار اندر فراهم آوردن کتاب
- چو از دفتر این داستانها بَسیبخش ۹ - داستانِ دقیقی شاعر
- دلِ روشنِ من چو برگشت از اویبخش ۱۰ - بنیاد نهادنِ کتاب
- بدین نامه چون دست کردم درازبخش ۱۱ - در داستان ابو منصور
- جهان آفرین تا جهان آفریدبخش ۱۲ - ستایش سلطان محمود
- سخنگوی دهقان چه گوید نخستبخش ۱ - پادشاهی کیومرث سی سال بود
- خجسته سیامک یکی پور داشتبخش ۲ - جنگ هوشنگ نوهٔ کیومرث با دیوان به کینخواهی پدرش سیامک
- جهاندار هوشنگ با رای و دادبخش ۱ - پادشاهی هوشنگ چهل سال بود
- یکی روز شاه جهان سوی کوهبخش ۲ - کشف شیوهٔ برافروختن آتش به دست هوشنگ و سابقهٔ جشن سده
- چو بشناخت آهنگری پیشه کردبخش ۳ - بنیان کردن آهنگری و صنعتهای دیگر به دست هوشنگ
- پسر بد مر او را یکی هوشمندطهمورث
- گرانمایه جمشید فرزند اوبخش ۱ - پادشاهی جمشید هفتصد سال بود
- یکی مرد بود اندر آن روزگاربخش ۲ - مرداس تازی و فرزند ناخلفش ضحاک
- چو ابلیس پیوسته دید آن سخنبخش ۳ - داستان رویش مار بر شانههای ضحاک
- از آن پس برآمد ز ایران خروشبخش ۴ - سقوط جمشید
- چو ضحاک شد بر جهان شهریاربخش ۱ - پادشاهی ضحاک تازی هزار سال بود
- چنان بد که هر شب دو مرد جوانبخش ۲ - ارمایل و گرمایل و رهانیدن قربانیان مارهای مغزخوار روییده بر دوش ضحاک
- چو از روزگارش چهل سال ماندبخش ۳ - کابوس ضحاک و پیشبینی موبدان برآمدن فریدون را
- برآمد برین روزگار درازبخش ۴ - زاده شدن فریدون، کشته شدن پدرش و پرورش او با شیر گاو برمایه
- نشد سیر ضحاک از آن جست جویبخش ۵ - کشته شدن گاو برمایه
- چو بگذشت از آن بر فریدون دو هشتبخش ۶ - شانزدهسالگی فریدون و آگاهی او از گذشته و سرنوشت پدرش
- چنان بُد که ضحاک را روز و شببخش ۷ - کاوهٔ آهنگر و درفش کاویانی و ساخته شدن گرز گاوسر
- فریدون به خورشید بر برد سربخش ۸ - به پا خاستن فریدون در برابر ضحاک
- چو آمد به نزدیک اروندرودبخش ۹ - سفر فریدون و سپاهش از اروندرود تا بیتالمقدس پایتخت ضحاک
- فریدون چو شد بر جهان کامگاربخش ۱ - پادشاهی فریدون پانصد سال بود
- ز سالش چو یک پنجه اندر کشیدبخش ۲
- فرستادهٔ شاه را پیش خواندبخش ۳
- سوی خانه رفتند هر سه چوبادبخش ۴
- نهفته چو بیرون کشید از نهانبخش ۵
- برآمد برین روزگار درازبخش ۶
- فرستادهٔ سلم چون گشت بازبخش ۷
- یکی نامه بنوشت شاه زمینبخش ۸
- چو تنگ اندر آمد به نزدیکشانبخش ۹
- منوچهر یک هفته با درد بودبخش ۱
- کنون پرشگفتی یکی داستانبخش ۲
- یکایک به شاه آمد این آگهیبخش ۳
- چنان بد که روزی چنان کرد رایبخش ۴
- چنان بد که مهراب روزی پگاهبخش ۵
- ورا پنج ترک پرستنده بودبخش ۶
- پرستنده برخاست از پیش اویبخش ۷
- رسیدند خوبان به درگاه کاخبخش ۸
- چو خورشید تابنده شد ناپدیدبخش ۹
- به شاهی نشست از برش کیقبادبخش ۱
- چو رستم بدید آنک قارن چه کردبخش ۲
- برفت از لب رود نزد پشنگبخش ۳
- سپهدار ترکان دو دیده پرآببخش ۴
- وزانجا سوی پارس اندر کشیدبخش ۵
- درخت برومند چون شد بلندبخش ۱
- همی رفت پیش اندرون زال زربخش ۲
- چو زال سپهبد ز پهلو برفتبخش ۳
- ازان پس جهانجوی خسته جگربخش ۴
- برون رفت پس پهلو نیمروزبخش ۵
- یکی راه پیش آمدش ناگزیربخش ۶
- ز دشت اندر آمد یکی اژدهابخش ۷
- چو از آفرین گشت پرداختهبخش ۸
- وزانجا سوی راه بنهاد رویبخش ۹
- اگر تندبادی براید ز کنجبخش ۱
- ز گفتار دهقان یکی داستانبخش ۲
- چو نزدیک شهر سمنگان رسیدبخش ۳
- چو یک بهره از تیرهْشب در گذشتبخش ۴
- چو نه ماه بگذشت بر دخت شاهبخش ۵
- خبر شد به نزدیک افراسیاببخش ۶
- چو آگاه شد دختر گژدهمبخش ۷
- چو برگشت سهراب گژدهم پیربخش ۸
- یکی نامه فرمود پس شهریاربخش ۹
- کنون ای سخنگوی بیدارمغزبخش ۱
- چنین گفت موبد که یکروز طوسبخش ۲
- بسی برنیامد برین روزگاربخش ۳
- بدین داستان نیز شب برگذشتبخش ۴
- به مهر اندرون بود شاه جهانبخش ۵
- چو یک پاس بگذشت از تیره شببخش ۶
- بیاورد گرسیوز آن خواستهبخش ۷
- هیونی بیاراست کاووس شاهبخش ۸
- چو خورشید تابنده بنمود پشتبخش ۹
- شبی چون شبه روی شسته به قیربخش ۱
- چو کیخسرو آمد به کین خواستنبخش ۲
- چو بگذشت یک چندگاه این چنینبخش ۳
- ببخشود یزدان جوانیش رابخش ۴
- چو یک هفته گرگین برهبر بپایبخش ۵
- نویسندهٔ نامه را پیش خواندبخش ۶
- چو آمد بر شاه کهترنوازبخش ۷
- چو گرگین نشان تهمتن شنیدبخش ۸
- چو سالار نوبت بیامد بدربخش ۹
- کنون ز این سپس هفتخوان آورمبخش ۱ - داستان هفتخوان اسفندیار
- سخن گوی دهقان چو بنهاد خوانبخش ۲
- غم آمد همه بهرهٔ گرگساربخش ۳
- بفرمود تا پیش او گرگساربخش ۴
- از آن کار پر درد شد گرگساربخش ۵
- جهانجوی پیش جهانآفرینبخش ۶
- از آن پس بفرمود تا گرگساربخش ۷
- چو یک پاس بگذشت از تیره شببخش ۸
- وز انجا بیامد به پردهسرایبخش ۹
- کنون خورد باید می خوشگُواربخش ۱ - آغاز داستان
- ز بلبل شنیدم یکی داستانبخش ۲
- چو بگذشت شب گرد کرده عنانبخش ۳
- به فرزند پاسخ چنین داد شاهبخش ۴
- کتایون چو بشنید شد پر ز خشمبخش ۵
- به شبگیر هنگام بانگ خروسبخش ۶
- بفرمود تا بهمن آمدش پیشبخش ۷
- سخنهای آن نامور پیشگاهبخش ۸
- یکی کوه بد پیش مرد جوانبخش ۹
- یکی پیر بد نامش آزاد سروبخش ۱
- چنین گوید آن پیر دانشپژوهبخش ۲
- بداختر چو از شهر کابل برفتبخش ۳
- چو با خستگی چشمها برگشادبخش ۴
- ازان نامداران سواری بجستبخش ۵
- فرامرز چون سوک رستم بداشتبخش ۶
- چنین گفت رودابه روزی به زالبخش ۷
- چو شد روزگار تهمتن به سربخش ۸
- چو کسری نشست از بر تخت عاجبخش ۱ - آغاز داستان
- اگر شاه دیدی وگر زیردستبخش ۲ - داستان نوشزاد با کسری
- نگر خواب را بیهده نشمریبخش ۳ - داستان بوزرجمهر
- چنین گفت موبد که بر تخت عاجبخش ۴ - داستان مهبود با زروان
- چنین گفت پرمایه دهقان پیربخش ۵ - رزم خاقان چین با هیتالیان
- چنین گفت موبد که یک روز شاهبخش ۶ - داستان درنهادن شطرنج
- چنین گفت شاهوی بیداردلبخش ۷ - داستان طلخند و گو
- نگه کن که شادان برزین چه گفتبخش ۸ - داستان کلیله ودمنه
- چنان بد که کسری بدان روزگاربخش ۹ - داستان کسری با بوزرجمهر
- چو بگذشت زو شاه شد یزدگردبخش ۱
- عمر سعد وقاس را با سپاهبخش ۲
- فرستادهٔ نیز چون برق و رعدبخش ۳
- چو بشنید سعد آن گرانمایه مردبخش ۴
- بفرمود تابرکشیدند نایبخش ۵
- فرخزاد هرمزد با آب چشمبخش ۶
- دبیر جهاندیده را پیش خواندبخش ۷
- یکی نامه بنوشت دیگر بطوسبخش ۸
- وزان جایگه برکشیدند کوسبخش ۹
- یکی پهلوان بود گستردهکامبخش ۱۰
- چو ماهوی دل را برآورد گِردبخش ۱۱
- چو بشنید ماهوی بیدادگربخش ۱۲
- چنین داد خوانیم بر یزدگردبخش ۱۳
- کس آمد به ماهوی سوری بگفتبخش ۱۴
- چنین تا به بیژن رسید آگهیبخش ۱۵
- چو بیژن سپه را همه راست کردبخش ۱۶
- چو بگذشت سال از برم شست و پنجبخش ۱۷