Shahanshahi Calendar

بخش ۵ - کشته شدن گاو برمایه

Ferdowsi · Shahnameh

Recited by فرید حامدListen on Ganjoor

نشد سیر ضحاک از آن جست جوی

شد از گاو گیتی پر از گفت‌گوی

دوان مادر آمد سوی مرغزار

چنین گفت با مرد زنهاردار

که اندیشه‌ای در دلم ایزدی

فراز آمده‌ست از ره بخردی

همی کرد باید کزین چاره نیست

که فرزند و شیرین روانم یکیست

ببرّم پی از خاک جادوستان

شوم تا سر مرز هندوستان

شوم ناپدید از میان گروه

برم خوب‌رخ را به البرز کوه

بیاورد فرزند را چون نوند

چو مرغان بر آن تیغ کوه بلند

یکی مرد دینی بر آن کوه بود

که از کار گیتی بی‌اندوه بود

فرانک بدو گفت کای پاکدین

منم سوگواری ز ایران زمین

بدان کاین گرانمایه فرزند من

همی بود خواهد سر انجمن

تو را بود باید نگهبان او

پدروار لرزنده بر جان او

پذیرفت فرزند او نیکمرد

نیاورد هرگز بدو باد سرد

خبر شد به ضحاک بدروزگار

از آن گاو برمایه و مرغزار

بیامد از آن کینه چون پیل مست

مر آن گاو برمایه را کرد پست

همه هر چه دید اندر او چارپای

بیفگند و زیشان بپرداخت جای

سبک سوی خان فریدون شتافت

فراوان پژوهید و کس را نیافت

به ایوان او آتش اندر فگند

ز پای اندر آورد کاخ بلند

Summary

ضحاک هنوز در حال جستجوی فریدون بود. آوازهٔ گاو برمایه در جهان پیچیده بود. فرانک -مادر فریدون- از ترس لو رفتن جای فریدون به سراغ نگهبان مرغزار و گاو برمایه رفت و گفت که به او الهام شده که باید فریدون را از ایران به کوه البرز در هندوستان ببرد. او فریدون را با خود به آنجا و به بالای کوه البرز برد. در آنجا عابدی زندگی می‌کرد که فرانک فریدون را به او سپرد. ضحاک جای گاو برمایه را پیدا کرد و او را کشت. سپس خانهٔ فریدون را پیدا کرد اما کسی را آنجا ندید و آنجا را به آتش کشید و ویران کرد.

Text from Ganjoor · ganjoor.net · Recitation: فرید حامد

More from Ferdowsi

بخش ۵ - کشته شدن گاو برمایه — Ferdowsi | گاهشماری شاهنشاهی