Shahanshahi Calendar

بخش ۲ - ستایشِ خرد

Ferdowsi · Shahnameh

Recited by فرید حامدListen on Ganjoor

کُنون اِی خِرَدمَند وَصفِ خِرَد

بِدین جایگَه گفتن اَندر خُورَد

Now, O wise one, to praise wisdom is what befits this place to say.

کُنون تا چه داری بیار از خِرَد

که گوشِ نیُوشَنده زو بَر خُورَد

خِرَد بِهتر از هَر چه ایزَد بِداد

ستایش خِرَد را بِه از راهِ داد

خِرَد رَهنمای وُ خِرَد دِلگشای

خِرَد دَست گیرد به هَر دو سَرای

از او شادمانی وزویَت غَمی است

وزویَت فُزونی وزویَت کَمی است

خِرَد تیره وُ مَرد روشن رَوان

نَباشَد هَمی شادمان یِک زَمان

چه گُفت آن خِرَدمَند مَردِ خِرَد

که دانا زِ گفتار او بَر خُورَد

کسی کو خِرَد را نَدارَد زِ پیش

دِلش گَردَد از کَردهٔ خویش ریش

هُشیوار دیوانه خوانَد وُرا

همان خویش بیگانه دانَد وُرا

از اویی به هَر دو سَرای اَرجمَند

گسسته خِرَد پای دارَد به بَند

خِرَد چَشمِ جان اَست چون بِنگری

تو بی‌چَشمْ شادان جَهان نَسپَری

نخُست‌آفرینش خِرَد را شِناس

نگهبانِ جان است و آنِ سه پاس

سه پاسِ تو چَشم اَست و گوش وُ زَبان

کَز این سه رَسَد نیک و بَد بی‌گَمان

خِرَد را وُ جان را که یارَد سُتود

وَ گَر مَن سِتایم که یارَد شُنود

حَکیما چو کَس نیست گُفتن چه سود

از این پَس بگو کآفرینش چه بود

تویی کردهٔ کِردگارِ جهان

ببینی هَمی آشکار وُ نَهان

به گفتارِ دانندگان راه جُوی

به گیتی بِپوی وُ به هَر کَس بِگوی

زِ هَر دانشی چون سخن بِشنَوی

از آموختن یِک زَمان نَغنَوی

چو دیدار یابی به شاخِ سَخُن

بدانی که دانش نیاید به بُن

Summary

اکنون زمان آن است که در این جایگاه، از «خرد» سخن بگوییم؛ پس هرچه از نیکی و دانایی می‌دانی به میان آور تا شنونده از آن بهره‌مند شود. در میانِ تمامِ نعمت‌هایی که خداوندِ مهربان بخشیده است، هیچ هدیه‌ای برتر از خرد نیست و ستایشِ آن، عینِ انصاف است. خرد راهنمایِ آدمی و گره‌گشایِ مشکلات است و در هر دو جهان دستگیرِ ما خواهد بود. سرچشمه‌ی شادی و غم، و دارایی و نداریِ ما، همه به دانایی باز می‌گردد. اگر کسی روانی شاد و زنده می‌خواهد، باید بداند که با خردِ تیره و خاموش، هرگز طعمِ شادیِ واقعی را نخواهد چشید. کسی که خرد را پیشوایِ کارهای خود نکند، در نهایت از کرده‌ی خویش پشیمان می‌شود و دلی مجروح خواهد داشت؛ چنین کسی را بیگانگان دیوانه می‌خوانند و حتی خویشاوندان نیز او را چون غریبه‌ای می‌دانند. ارجمندیِ انسان در دنیا و آخرت به واسطه‌ی خرد است و آن‌که خرد ندارد، گویی پاهایش در بند است و توانِ حرکتِ درست را ندارد. جانِ آدمی برای شناختِ راهِ زندگی نیاز به دیده دارد و خرد همان دیده‌ی بیدار است. این نگهبانِ دانا، نخستین آفرینش خداوند است که مراقبِ جانِ ماست و بر چشم و گوش و زبان نظارت دارد تا نیکی و بدی را تشخیص دهیم. حال که دانستیم هیچ‌کس نمی‌تواند خرد را آن‌چنان که باید ستایش کند، سخن را کوتاه می‌کنیم و به سراغِ داستانِ آفرینشِ جهان می‌رویم. تنها این را به خاطر بسپار که تو آفریده‌ی پروردگارِ جهانی و باید با دقت به هستی نگاه کنی. همیشه تشنه‌ی شنیدنِ سخنانِ دانایان باش و هرگاه دانشِ تازه‌ای یافتی، آن را بیاموز و لحظه‌ای آرام نگیر؛ چرا که هرچقدر هم بدانی، باز خواهی دید که دریایِ دانش پایانی ندارد.

Text from Ganjoor · ganjoor.net · Recitation: فرید حامد

More from Ferdowsi

بخش ۲ - ستایشِ خرد — Ferdowsi | گاهشماری شاهنشاهی