بخش ۱
Ferdowsi · Shahnameh
کنون ای سخنگوی بیدارمغز
یکی داستانی بیارای نغز
سخن چون برابر شود با خرد
روان سراینده رامش برد
کسی را که اندیشه ناخوش بود
بدان ناخوشی رای او گُش بود
همی خویشتن را چلیپا کند
به پیش خردمند رسوا کند
ولیکن نبیند کس آهوی خویش
ترا روشن آید همه خوی خویش
اگر داد باید که ماند بجای
بیارای ازین پس بدانا نمای
چو دانا پسندد پسندیده گشت
به جوی تو در، آب چون دیده گشت
ز گفتار دهقان کنون داستان
تو برخوان و برگوی با راستان
کهنگشته این داستانها ز من
همی نو شود بر سر انجمن
اگر زندگانی بود دیریاز
برین دین خرم بمانم دراز
یکی میوهداری بماند ز من
که بارد همی بار او بر چمن
ازان پس که بنمود پنچاه و هشت
بسر بر فراوان شگفتی گذشت
همی آز کمتر نگردد بسال
همی روز جوید بتقویم و فال
چه گفتهست آن موبد پیشرو
که هرگز نگردد کهنگشته نو
تو چندان که گویی سخنگوی باش
خردمند باش و جهانجوی باش
چو رفتی سر و کار با ایزدست
اگر نیک باشدت جای ار بَدَست
نگر تا چه کاری، همان بدروی
سخن هرچه گویی، همان بشنوی
درشتی ز کس نشنود نرمگوی
به جز نیکوی در زمانه مجوی
به گفتار دهقان کنون بازگرد
نگر تا چه گوید سراینده مرد
Summary
هوش مصنوعی: این متن شعرگونه، دعوت به داستانگویی و تفکر عمیق دارد. در ابتدا، سخنگو را به خلق داستانی زیبا فرا میخواند و میگوید که اگر سخن با خرد و اندیشه همراه باشد، روح را نیز تسکین میبخشد. نویسنده بر اهمیت اندیشه و تفکر تأکید میکند و هشدار میدهد که کسی که اندیشه نامناسبی دارد، خود را به نادانی میافکند. سپس به این نکته اشاره میشود که فرد باید در برابر خردمندان خود را رسوا نکند و به خودشناسی برسد. او به تجربیات و داستانهای قدیمی اشاره کرده و تأکید میکند که زندگی باید با شادابی سپری شود و از میوههای زندگی بهرهمند شویم. نویسنده همچنین به ابدی بودن علم و دانش اشاره کرده و میگوید که باید خردمند بود و در جستجوی حقیقت. او به خواننده توصیه میکند که به سخنانی که میگوید دقت کند و عواقب آن را در نظر بگیرد. به طور کلی، اشعار بر اهمیت اندیشه، دانایی و نیکی در زندگی تأکید دارد.
