Shahanshahi Calendar

بخش ۷

Ferdowsi · Shahnameh

چنین گفت رودابه روزی به زال

که از داغ و سوگ تهمتن بنال

همانا که تا هست گیتی فروز

ازین تیره‌تر کس ندیدست روز

بدو گفت زال ای زن کم خرد

غم ناچریدن بدین بگذرد

برآشفت رودابه سوگند خورد

که هرگز نیابد تنم خواب و خورد

روانم روان گو پیلتن

مگر باز بیند بران انجمن

ز خوردن یکی هفته تن باز داشت

که با جان رستم به دل راز داشت

ز ناخوردنش چشم تاریک شد

تن نازکش نیز باریک شد

ز هر سو که رفتی پرستنده چند

همی رفت با او ز بیم گزند

سر هفته را زو خرد دور شد

ز بیچارگی ماتمش سور شد

بیامد به بستان به هنگام خواب

یکی مرده ماری بدید اندر آب

بزد دست و بگرفت پیچان سرش

همی خواست کز مار سازد خورش

پرستنده از دست رودابه مار

ربود و گرفتندش اندر کنار

کشیدند از جای ناپاک دست

به ایوانش بردند و جای نشست

به جایی که بودیش بنشاختند

ببردند خوان و خورش ساختند

همی خورد هرچیز تا گشت سیر

فگندند پس جامهٔ نرم زیر

چو باز آمدش هوش با زال گفت

که گفتار تو با خرد بود جفت

هرانکس که او را خور و خواب نیست

غم مرگ با جشن و سورش یکیست

برفت او و ما از پس او رویم

به داد جهان‌آفرین بگرویم

به درویش داد آنچ بودش نهان

همی گفت با کردگار جهان

که ای برتر از نام وز جایگاه

روان تهمتن بشوی از گناه

بدان گیتیش جای ده در بهشت

برش ده ز تخمی که ایدر بکشت

Summary

هوش مصنوعی: رودابه به زال می‌گوید که از غم تهمتن (رستم) به خاطر داغ و سوگ او ناراحت است و تصور می‌کند که هیچ‌کس به اندازه او در دنیا غمگین نیست. زال به رودابه می‌گوید که غم نباید منجر به از دست دادن خواب و خوراک شود. با این حال، رودابه سوگند یاد می‌کند که هرگز خواب و خوراک نخواهد داشت تا دوباره رستم را بیند. او یک هفته خواب و خوراک را ترک می‌کند و در نتیجه، حالش بد شده و ضعف می‌گیرد. در پی این ماجرا، رودابه در باغ خوابش می‌برد و ماری را در آب می‌بیند. او می‌خواهد مار را بگیرد و به او غذا بدهد، اما نگهبانان او را می‌گیرند و به کاخ می‌برند. در آنجا او از خوراکی‌های خوشمزه می‌خورد تا سیر شود و به هوش می‌آید. زال به او می‌گوید که دوری از غذا و خواب تنها باعث غم و اندوه می‌شود و او باید زندگی‌اش را ادامه دهد. در نهایت، رودابه دعا می‌کند تا روح رستم از گناه پاک شود و خداوند او را به بهشت ببرد.

Text from Ganjoor · ganjoor.net

More from Ferdowsi

بخش ۷ — Ferdowsi | گاهشماری شاهنشاهی