سعدی
Saadi · استادِ سخن و معلمِ اخلاق
حدود ۵۸۹ تا ۶۷۰ خورشیدیشیراز، فارس32 شعر
سعدی دههها سفر کرد و سپس به شیراز بازگشت تا گلستان و بوستان را بنویسد؛ آثاری که خردِ اینجهانی، طنز و روشنیِ اخلاقی را چنان درهم آمیختند که تا امروز بر شیوهٔ سخنگفتنِ پارسیزبانان اثر گذاشتهاند. ابیات او هنوز ضربالمثلهای روزمرهاند.
بیتِ «بنیآدم اعضای یکدیگرند» بر سردرِ سازمان ملل نقش بسته است؛ گواهیِ پارسی بر کرامتِ انسان که به همهٔ جهان پیشکش شده.
بوستان(8)
- به نام خداوندِ جانآفرینبخش ۱ - سرآغاز
- کریم السجایا جمیل الشیمبخش ۲ - فی نعت سید المرسلین علیه الصلوة و السلام
- در اقصای عالم بگشتم بسیبخش ۳ - سبب نظم کتاب
- مرا طبع از این نوع خواهان نبودبخش ۴ - مدح ابوبکر بن سعد بن زنگی
- اتابک محمد شه نیکبختبخش ۵ - مدح محمد بن سعد بن ابوبکر
- حکایت کنند از بزرگان دینبخش ۶ - حکایت
- شنیدم که در وقت نزع روانبخش ۱ - سرآغاز
- ز دریای عمان برآمد کسیبخش ۲ - حکایت در تدبیر و تأخیر در سیاست
غزلیات(24)
- ای سروِ بلند قامتِ دوستترجیع بند
- اوّلِ دفتر به نام ایزدِ داناغزل شمارهٔ ۱
- ای نفسِ خرّمِ بادِ صباغزل شمارهٔ ۲
- روی تو خوش مینماید آینهٔ ماغزل شمارهٔ ۳
- اگر تو فارغی از حال دوستان یاراغزل شمارهٔ ۴
- شب فراق نخواهم دَواج دیبا راغزل شمارهٔ ۵
- پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا راغزل شمارهٔ ۶
- مشتاقی و صبوری از حد گذشت یاراغزل شمارهٔ ۷
- ز اندازه بیرون تشنهام ساقی بیار آن آب راغزل شمارهٔ ۸
- گر ماهِ من برافکنَد از رخ نقاب راغزلِ شمارهٔ ۹
- با جوانی سر خوش است این پیر بی تدبیر راغزل شمارهٔ ۱۰
- وقت طرب خوش یافتم آن دلبر طناز راغزل شمارهٔ ۱۱
- دوست میدارم من این نالیدن دلسوز راغزل شمارهٔ ۱۲
- وه که گر من بازبینم روی یار خویش راغزل شمارهٔ ۱۳
- امشب سبکتر میزنند این طبل بیهنگام راغزل شمارهٔ ۱۴
- برخیز تا یک سو نهیم این دلق ازرقفام راغزل شمارهٔ ۱۵
- تا بود بار غمت بر دل بیهوش مراغزل شمارهٔ ۱۶
- چه کند بنده که گردن ننهد فرمان راغزل شمارهٔ ۱۷
- ساقی بده آن کوزهٔ یاقوتِ روان راغزل شمارهٔ ۱۸
- کمانِ سخت که داد آن لطیف بازو را؟غزل شمارهٔ ۱۹
- لاابالی چه کند دفتر دانایی را؟غزل شمارهٔ ۲۰
- تفاوتی نکند قدر پادشایی راغزل شمارهٔ ۲۱
- من بدین خوبی و زیبایی ندیدم روی راغزل شمارهٔ ۲۲
- رفتیم اگر ملول شدی از نشست ماغزل شمارهٔ ۲۳