غزل شمارهٔ ۳
سعدی · غزلیات
روی تو خوش مینماید آینهٔ ما
کآینه پاکیزه است و روی تو زیبا
چون می روشن در آبگینهٔ صافی
خویِ جمیل از جمالِ روی تو پیدا
هر که دمی با تو بود یا قدمی رفت
از تو نباشد به هیچ روی شکیبا
صیدِ بیابان سر از کمند بپیچد
ما همه پیچیده در کمند تو عمدا
طایرِ مسکین که مهر بست به جایی
گر بِکُشندش، نمیرود به دگر جا
غیرتم آید شکایت از تو به هر کس
درد اَحِبّا نمیبرم به اطبّا
برخیِ جانت شوم که شمع افق را
پیش بمیرد چراغدانِ ثریا
گر تو شکرخنده آستین نفشانی
هر مگسی طوطیی شوند شکرخا
لعبت شیرین اگر تُرُش ننشیند
مدعیانش طمع کنند به حلوا
مردِ تماشای باغِ حسن تو سعدیست
دستْ فرومایگان برند به یغما
خلاصهٔ شعر
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و جذابیت چهره معشوق میپردازد و از تأثیر آن بر دل و روح عاشق صحبت میکند. شاعر با استفاده از نمادها و تصاویر زیبا، نشان میدهد که چگونه عشق و زیبایی معشوق اثرگذاری عمیقی بر زندگی و احساسات وی دارد. او بیان میکند که هر کس لحظهای با معشوق باشد، نمیتواند از یاد او رها شود. همچنین شاعر به حس غیرت و درد عشق نیز اشاره میکند و نشان میدهد که چگونه زیبایی معشوق باعث میشود دیگران به او طمع کنند و عاشق در عشق خود گرفتار گردد. در نهایت، او به ارزش وجود معشوق در زندگیاش و تأثیر آن بر طبیعت و دیگران اشاره میکند.