عطار
Attar · راهنمای سی مرغ
حدود ۵۲۴ تا ۶۰۰ خورشیدینیشابور، خراسان22 شعر
فریدالدین عطار، عطارِ نیشابور، منطقالطیر را سرود؛ تمثیلی که در آن مرغانِ جهان در جستوجوی پادشاهِ خود، سیمرغ، راه میسپرند و سرانجام حقیقت را در نامِ خویش مییابند. مولانا او را جانِ راهِ عرفان خواند.
سیمرغ («سی مرغ»)، بزرگترین ایهامِ ادبیاتِ پارسی و ژرفترین آموزهٔ آن است: آنچه میجویی، خود همانی.
منطقالطیر(10)
- آفرین جانآفرین پاک رافی التوحید باری تعالی جل و علا
- خورد عیاری بدان دلخسته بازحکایت عیاری که اسیر نان و نمک خورده را نکشت
- خواجهٔ دنیا و دین گنج وفادر نعت رسول ص
- مادری را طفل در آب اوفتادحکایت مادری که فرزندش در آب افتاد
- خواجهٔ اول که اول یار اوستفیفضیلة امیرالمؤمنین ابوبکر رضی الله عنه
- خواجهٔ شرع آفتاب جمع دینفی فضیلة امیرالمؤمنین عمر رضی الله عنه
- خواجهٔ سنت که نور مطلق استفی فضیلة امیرالمؤمنین عثمان رضی الله عنه
- خواجهٔ حق پیشوای راستینفی فضیلةامیرالمؤمنین علی رضی الله عنه
- ای گرفتار تعصب ماندهدر تعصب گوید
- چون عمر پیش اویس آمد به جوشحکایت عمر که میخواست خلافت را بفروشد
دیوان اشعار(12)
- چون نیست، هیچ مردی، در عشق، یار ما را،غزل شمارهٔ ۱
- ز زلفت زنده میدارد صبا انفاس عیسی راغزل شمارهٔ ۲
- ای به عالم کرده پیدا راز پنهان مراغزل شمارهٔ ۳
- گفتم اندر محنت و خواری مراغزل شمارهٔ ۴
- سوختی جانم چه میسازی مراغزل شمارهٔ ۵
- گر سیر نشد تو را دل از ماغزل شمارهٔ ۶
- بار دگر شور آفرید این پیر درد آشام ماغزل شمارهٔ ۷
- چون شدستی ز من جدا صنماغزل شمارهٔ ۸
- در دلم افتاد آتش ساقیاغزل شمارهٔ ۹
- در دلم بنشستهای بیرون میاغزل شمارهٔ ۱۰
- ای عجب دردی است دل را بس عجبغزل شمارهٔ ۱۱
- روز و شب چون غافلی از روز و شبغزل شمارهٔ ۱۲