گاهشماری شاهنشاهی

غزل شمارهٔ ۶

عطار · دیوان اشعار

خوانش: فاطمه زندیشنیدن دکلمه در گنجور

گر سیر نشد تو را دل از ما

یک لحظه مباش غافل از ما

در آتش دل بسر همی گرد

مانندهٔ مرغ بسمل از ما

تر می‌گردان به خون دیده

هر روز هزار منزل از ما

چون ابر بهار می‌گری زار

تا خاک ز خون کنی گل از ما

آخر به چه میل همچو خامان

گه گاه بگیردت دل از ما

یا در غم ما تمام پیوند

یا رشتهٔ عشق بگسل از ما

مگریز ز ما اگرچه نامد

جز رنج و بلات حاصل از ما

کز هر رنجی گشاده گردد

صد گنج طلسم مشکل از ما

عطار در این مقام چون است

دیوانهٔ عشق و عاقل از ما

خلاصهٔ شعر

هوش مصنوعی: این شعر از عطار نیشابوری به بیان احساسات عمیق عشق و دلتنگی می‌پردازد. شاعر از مخاطب می‌خواهد که هرگز از عشق و محبت او غافل نشود و حتی در دلتنگی‌ها و سختی‌ها به یاد او باشد. او به تصویر کشیدن درد و رنجی که عاشق متحمل می‌شود، می‌پردازد و نسبت به عشق و پیوندی که با محبوب دارد، تأکید می‌کند. شعر همچنین به این موضوع اشاره دارد که عشق می‌تواند عامل آزادسازی از رنج‌ها و مشکلات باشد و در نهایت عطار بر دیوانگی و عقل در عشق تأکید می‌کند.

متن از گنجور · ganjoor.net · دکلمه: فاطمه زندی

دیگر آثار عطار

غزل شمارهٔ ۶ — عطار | گاهشماری شاهنشاهی