بخش ۶ - در آفرینشِ ماه
فردوسی · شاهنامه
چراغ اَست مَر تیره شَب را بَسیچ
به بَد تا تَوانی تو هَرگز مَپیچ
چو سی روز گردش بپیمایَدا
شَوَد تیره گیتی بِدو روشَنا
پَدید آید آنگاه باریک و زَرد
چو پُشتِ کسی کو غَمِ عشق خْوَرد
چو بیننده دیدارش اَز دور دید
هَم اَندَر زَمان او شَوَد ناپَدید
دِگَر شَب نمایش کُنَد بیشتَر
تو را روشَنایی دَهَد بیشتَر
به دو هَفته گَردَد تَمام و دُرُست
بِدان باز گَردَد که بود از نُخُست
بُوَد هَر شَبانگاه باریکتَر
به خورشیدِ تابَنده نَزدیکتَر
بِدینسان نَهادَش خداوندِ داد
بُوَد تا بُوَد هَم بِدین یِک نَهاد
خلاصهٔ شعر
خداوندِ حکیم برای شبهای تیره نیز چراغی آماده کرده است تا تاریکیِ مطلق بر زمین حاکم نباشد؛ پس تو نیز از این نظم درس بگیر و تا میتوانی از بدیها روی برگردان. این چراغِ آسمانی (ماه) در یک گردشِ سیروزه، جهانِ تیره را روشن میکند. در آغازِ ماه، این کوکبِ شبفروز، بسیار باریک و زردرنگ در آسمان ظاهر میشود، چنانکه گویی از شدتِ ضعف خمیده شده است. این هلالِ نازک که مانندِ قامتِ عاشقانِ غمگین خمیده است، در شبهای نخست، لحظهای کوتاه خود را نشان میدهد و زود ناپدید میشود. اما هر چه شبها میگذرند، نمایشِ او در آسمان طولانیتر و نورش بیشتر میشود، تا آنکه پس از گذشتِ دو هفته، به قرصی کامل و تمامعیار تبدیل میگردد. پس از آنکه کامل شد، دوباره رو به کاستی میرود و هر شب باریکتر میشود تا به همان شکلِ نخستین بازگردد و به خورشید نزدیکتر شود. خداوندِ دادگر، سرشتِ ماه را اینگونه نهاده است و تا جهان باقی است، بر همین آیین خواهد چرخید.
دیگر آثار فردوسی
- از آغاز باید که دانی دُرُستبخش ۳ - گفتار اَندر آفرینشِ عالم
- چو زین بُگذَری مَردُم آمد پَدیدبخش ۴ - گفتار اَندر آفرینشِ مَردُم
- زِ یاقوتِ سُرخ اَست چَرخِ کَبودبخش ۵ - گفتار اندر آفرینشِ آفتاب
- تو را دانش و دین رهاند درستبخش ۷ - گفتار اندر ستایش پیغمبر
- سخن هر چه گویم همه گفتهاندبخش ۸ - گفتار اندر فراهم آوردن کتاب
- چو از دفتر این داستانها بَسیبخش ۹ - داستانِ دقیقی شاعر