Shahanshahi Calendar

غزل شمارهٔ ۳

Hafez · Ghazals

Recited by فریدون فرح‌اندوزListen on Ganjoor

اگر آن تُرکِ شیرازی به‌‌ دست‌ آرَد دلِ ما را

به خال هِندویَش بَخشَم سَمَرقند و بُخارا را

If that Shirazi Turk would take my heart in hand, for their dark mole I’d give Samarkand and Bukhara.

بده ساقی مِیِ باقی که در جَنَّت نخواهی یافت

کنارِ آبِ رُکناباد و گُل‌گَشتِ مُصَلّا را

فَغان! کاین لولیانِ شوخِ شیرین‌کارِ شهرآشوب

چُنان بُردند صبر از دل که تُرکان خوانِ یَغما را

ز عشقِ ناتمامِ ما جمالِ یار مُستَغنی‌ است

به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت رویِ زیبا را؟

مَن از آن حُسنِ روزاَفزون که یوسُف داشت دانستم

که عشق از پردهٔ عِصمت بُرون آرَد زُلِیخا را

اگر دشنام فرمایی و گَر نفرین دعا گویم

جوابِ تلخ می‌زیبَد لبِ لَعلِ شِکرخا را

نصیحت گوش کن جانا که از جان دوست‌تر دارند

جوانانِ سعادتمند پندِ پیرِ دانا را

حَدیث از مُطرب و مِی گو و رازِ دَهر کمتر جو

که کس نَگشود و نَگشاید به حکمت این مُعمّا را

غزل گفتی و دُر سُفتی بیا و خوش بخوان حافظ

که بر نظمِ تو اَفشانَد فَلَک عِقد ثُریّا را

Summary

هوش مصنوعی: این شعر از حافظ به عشق و زیبایی و همچنین به ناتوانی انسان در درک کامل عشق و زندگی اشاره دارد. شاعر در ابیات مختلف از احساسات عاشقانه‌اش نسبت به معشوق سخن می‌گوید و بیان می‌کند که اگر معشوقش دل او را برباید، حاضر است برای او سرزمین‌های ارزشمندی مانند سمرقند و بخارا را فدا کند. همچنین به لذت‌های دنیوی و موقتی اشاره دارد و از جوانان می‌خواهد که از نصیحت‌های پیران بهره‌مند شوند. در نهایت، حافظ دعوت می‌کند که غزلش را با صدای خوش بخوانند و بر این باور است که زندگی پر از معماهایی است که به سادگی نمی‌توان آنها را فهمید.

Text from Ganjoor · ganjoor.net · Recitation: فریدون فرح‌اندوز

More from Hafez

غزل شمارهٔ ۳ — Hafez | گاهشماری شاهنشاهی