گاهشماری شاهنشاهی

غزل شمارهٔ ۵۷

حافظ · غزل

خوانش: فریدون فرح‌اندوزشنیدن دکلمه در گنجور

آن سیه‌چَرده که شیرینیِ عالَم با اوست

چَشْمِ مِیگون، لبِ خَندان، دِلِ خُرَّم با اوست

گرچه شیرین‌‌دَهَنان پادشهان‌اند ولی

او سلیمانِ زمان است که خاتَم با اوست

روی خوب است و کمالِ هنر و دامن پاک

لاجَرَم، هِمَّتِ پاکانِ دو عالَم با اوست

خالِ مُشْکین که بدان عارِضِ گَنْدُمگون است

سِرِّ آن دانه که شُد رَهْزَنِ آدَم با اوست

دلبرم، عَزْمِ سَفَر کَرْد خُدا را یاران

چه کُنَم با دِلِ مجروح؟ که مَرْهَم با اوست

با که این نکته توان گفت که آن سنگین‌‌دِل

کُشْت ما را و دَمِ عیسیِ مَریم با اوست؟

«حافظ» از مُعْتَقِدان است گرامی دارَش!

زان که بخشایشِ بس روحِ مُکَرَّم با اوست

خلاصهٔ شعر

هوش مصنوعی: این شعر درباره‌ی فردی خاص و دلبرانه صحبت می‌کند که دارای ویژگی‌های زیبایی و کمال است. شاعر اشاره می‌کند که این شخص باوجود شیرینی و دلبری دیگران، به نوعی ارجمندتر از همه است و او را به سلیمان زمان تشبیه می‌کند. شاعر از عشق و دلبستگی خود به این فرد می‌گوید و از درد جدایی و فراقش شکایت می‌کند. در نهایت، حافظ به محبت و قدرشناسی از این شخص اشاره می‌کند و او را مورد احترام قرار می‌دهد، زیرا او دارای روحی با عظمت و بخشنده است که می‌تواند دل‌ها را التیام بخشد.

متن از گنجور · ganjoor.net · دکلمه: فریدون فرح‌اندوز

دیگر آثار حافظ

غزل شمارهٔ ۵۷ — حافظ | گاهشماری شاهنشاهی