گاهشماری شاهنشاهی

غزل شمارهٔ ۶۰

حافظ · غزل

خوانش: فریدون فرح‌اندوزشنیدن دکلمه در گنجور

آن پیکِ ناموَر که رسید از دیارِ دوست

آورد حِرزِ جان ز خطِ مُشکبارِ دوست

خوش می‌دهد نشانِ جلال و جمالِ یار

خوش می‌کند حکایتِ عِزّ و وقارِ دوست

دل دادمش به مژده و خِجلَت همی‌برم

زین نقدِ قلبِ خویش که کردم نثارِ دوست

شکرِ خدا که از مددِ بختِ کارساز

بر حسبِ آرزوست همه کار و بارِ دوست

سیرِ سپهر و دورِ قمر را چه اختیار؟

در گردشند بر حَسَبِ اختیار دوست

گر بادِ فتنه هر دو جهان را به هم زند

ما و چراغِ چَشم و رهِ انتظارِ دوست

کُحلُ الجَواهری به من آر ای نسیمِ صبح

زان خاکِ نیکبخت که شد رهگذارِ دوست

ماییم و آستانهٔ عشق و سرِ نیاز

تا خوابِ خوش که را بَرَد اندر کنارِ دوست

دشمن به قصدِ حافظ اگر دم زند چه باک؟

مِنَّت خدای را که نیَم شرمسارِ دوست

خلاصهٔ شعر

هوش مصنوعی: این شعر نشان‌دهنده عشق و وفاداری به دوست (یار) است. شاعر به توصیف زیبایی‌ها و ویژگی‌های یار می‌پردازد و از آن به عنوان منبع امید و دلگرمی یاد می‌کند. او به نشانه‌های محبت و جلال یار اشاره کرده و پیدایش عشق را در زندگی‌اش می‌ستاید. حتی با وجود مشکلات و فتنه‌هایی که در جهان وجود دارد، دلش به عشق و انتظار یار خوش است. در نهایت، او از خداوند بابت دوستی و عشق خود قدردانی می‌کند و از شرمندگی از دشمنان نمی‌ترسد. این شعر نشان‌دهنده عمق احساسات و تعهد شاعر به محبت و عشق است.

متن از گنجور · ganjoor.net · دکلمه: فریدون فرح‌اندوز

دیگر آثار حافظ

غزل شمارهٔ ۶۰ — حافظ | گاهشماری شاهنشاهی