گاهشماری شاهنشاهی

غزل شمارهٔ ۲۴

حافظ · غزل

خوانش: فریدون فرح‌اندوزشنیدن دکلمه در گنجور

مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست

که به پیمانه‌کشی شهره شدم روز الست

من همان دم که وضو ساختم از چشمهٔ عشق

چار تکبیر زدم یکسره بر هرچه که هست

می بده تا دهمت آگهی از سِرّ قضا

که به روی که شدم عاشق و از بوی که مست

کمر کوه کم است از کمر مور اینجا

ناامید از در رحمت مشو ای باده‌پرست

بجز آن نرگس مستانه که چشمش مرساد

زیر این طارم فیروزه کسی خوش ننشست

جان فدای دهنش باد که در باغ نظر

چمن آرای جهان، خوشتر از این غنچه نبست

حافظ از دولت عشق تو سلیمانی شد

یعنی از وصل تواَش نیست بجز باد به دست

خلاصهٔ شعر

هوش مصنوعی: مضمون این متن شاعرانه به بیان حال و هوای عاشقانه و تجربیات عارفانه پرداخته است. شاعر از عشق و زیبایی‌های آن صحبت کرده و اشاره می‌کند که با آغوش کشیدن عشق، به یک مرتبه بالاتر دست یافته است. او می‌گوید که با وضو گرفتن از چشمه عشق، خود را آماده و پاک کرده و از هر چیزی که غیر از عشق است، بی‌نیاز گشته است. به نظر می‌رسد که عشق و زیبایی چشم یار مورد نظر شاعری را به شدت تحت تأثیر قرار داده و او را در دنیای عشق غرق کرده است. در پایان، حافظ به قدرت و عظمت عشق اشاره کرده و می‌گوید از وصال معشوق، به جز حال و هوای خاصی چیزی نمی‌بیند.

متن از گنجور · ganjoor.net · دکلمه: فریدون فرح‌اندوز

دیگر آثار حافظ

غزل شمارهٔ ۲۴ — حافظ | گاهشماری شاهنشاهی