گاهشماری شاهنشاهی

غزل شمارهٔ ۱۰

حافظ · غزل

خوانش: فریدون فرح‌اندوزشنیدن دکلمه در گنجور

دوش از مسجد سویِ میخانه آمد پیرِ ما

چیست یارانِ طریقت بعد از این تدبیرِ ما؟

ما مریدان روی سویِ قبله چون آریم؟ چون

روی سویِ خانهٔ خَمّار دارد پیرِ ما

در خراباتِ طریقت ما به هم منزل شویم

کاین‌چنین رفته‌ است در عهدِ ازل تقدیرِ ما

عقل اگر داند که دل در بندِ زلفش چون خوش است

عاقلان دیوانه گردند از پیِ زنجیرِ ما

رویِ خوبت آیتی از لطف بر ما کشف کرد

زان زمان جز لطف و خوبی نیست در تفسیرِ ما

با دلِ سنگینت آیا هیچ درگیرد شبی

آهِ آتشناک و سوزِ سینهٔ شبگیرِ ما؟

تیرِ آهِ ما ز گردون بگذرد حافظ خموش

رحم کن بر جانِ خود پرهیز کن از تیرِ ما

خلاصهٔ شعر

هوش مصنوعی: این شعر از حافظ بیانگر حال و هوای عاشقانه و جذبه‌های دینی و دنیوی است. شاعر از پیر دوراندیش خود یاد می‌کند که از مسجد به میخانه آمده و از یاران طریقت می‌پرسد که بعد از این چه آینده‌ای در پیش داریم. او به مریدان اشاره می‌کند که در جستجوی حق، به سوی قبله می‌روند، اما دلشان به سوی می‌کشانده است. در ادامه، شاعر صحبت از نزول تقدیر در زندگی ایشان دارد و بیان می‌کند که عقل اگر بداند که دل چطور در بند زلف محبوب شاد است، خود را دیوانه خواهد کرد. او همچنین از روی محبوب و تزکیه‌ای که در زندگی اش احساس می‌کند سخن می‌گوید و در پایان، آرزوی رحمت و بخشش خود را از تیرهای درد و اندوه می‌طلبد.

متن از گنجور · ganjoor.net · دکلمه: فریدون فرح‌اندوز

دیگر آثار حافظ

غزل شمارهٔ ۱۰ — حافظ | گاهشماری شاهنشاهی