فی فضیلة امیرالمؤمنین عمر رضی الله عنه
Attar · Conference of the Birds
خواجهٔ شرع آفتاب جمع دین
ظل حق فاروق اعظم شمع دین
ختم کرده عدل و انصافش به حق
در فراست بوده بر وحیش سبق
آنک حق طاها برو خواند از نخست
تا مطهر شد ز طاها و درست
های طاها در دل او های و هوست
فرخ آنک از های و هو درهای هوست
آنک دارد بر صراط اول گذر
هست او از قول پیغمبر عمر
آنک اول حلقه دار السلام
او بدستآرد زهی عالی مقام
چون نخستش حق نهد در دست دست
آخرش با خود برد آنجا که هست
کار دین از عدل او انجام یافت
نیل جنبش، زلزله آرام یافت
شمع جنت بود واندر هیچ جمع
هیچ کس را سایهای نبود ز شمع
شمع را چون سایهای نبود ز نور
چون گریخت از سایه او دیو دور
چون سخن گفتی حقیقت بر زفانش
از رای قلبی خدا گشتی عیانش
گه ز درد عشق جان میسوختش
گه ز نطق حق زفان میسوختش
چون نبی دیدش که او میسوخت زار
گفت شمع جنت است این نامدار
What this poem says
These verses concern the exalted character of Umar al-Farooq. He is presented as a religious leader and a symbol of justice in Islam. Umar stands beneath the divine light, and in his affairs acts on the basis of fairness and truth. He is known as a link in the order of Islam and religion, and was praised by the Prophet himself. The poem also touches on such qualities of his as truthfulness, love, and burning with the pain of love, as well as his preeminence in divine knowledge. Finally, he is described as the 'candle of paradise,' whose light casts no shadow and brings illumination and guidance to others.
A prose synopsis, not a translation of the verse. Translated from Ganjoor’s machine-generated Persian summary.
More from Attar
- خواجهٔ دنیا و دین گنج وفادر نعت رسول ص
- مادری را طفل در آب اوفتادحکایت مادری که فرزندش در آب افتاد
- خواجهٔ اول که اول یار اوستفیفضیلة امیرالمؤمنین ابوبکر رضی الله عنه
- خواجهٔ سنت که نور مطلق استفی فضیلة امیرالمؤمنین عثمان رضی الله عنه
- خواجهٔ حق پیشوای راستینفی فضیلةامیرالمؤمنین علی رضی الله عنه
- ای گرفتار تعصب ماندهدر تعصب گوید
