گاهشماری شاهنشاهی

غزل شمارهٔ ۴۲

حافظ · غزل

خوانش: فریدون فرح‌اندوزشنیدن دکلمه در گنجور

حالِ دل با تو گفتنم، هوس است

خبرِ دل شِنُفتَنَم، هوس است

طَمَعِ خام بین که قِصهٔ فاش

از رقیبان نَهُفتَنَم، هوس است

شبِ قدری چنین عزیزِ شریف

با تو تا روز خُفتنم، هوس است

وه که دُردانه‌ای چنین نازک

در شبِ تار سُفتنم، هوس است

ای صبا امشبَم مَدَد فرمای

که سحرگه شکفتنم، هوس است

از برای شَرَف به نوُکِ مژه

خاکِ راهِ تو رفتنم، هوس است

همچو حافظ به رَغمِ مُدَعیان

شعرِ رندانه گفتنم، هوس است

خلاصهٔ شعر

هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر احساسات و آرزوهای خود را بیان می‌کند. او می‌گوید که دلش می‌خواهد با معشوقش راز و درد دل بگوید و از زیبایی‌های شب لذت ببرد. خواسته‌هایش شامل شب‌گذران در کنار معشوق، گفتگو درباره عشق، و حتی نشستن در خاک راه اوست. شاعر همچنین به تمایلش برای سرودن اشعار عاشقانه اشاره می‌کند، حتی با وجود رقیبان. در نهایت، این احساسات به نوعی اشتیاق و هم‌آوایی با معشوقش تعبیر می‌شود.

متن از گنجور · ganjoor.net · دکلمه: فریدون فرح‌اندوز

دیگر آثار حافظ

غزل شمارهٔ ۴۲ — حافظ | گاهشماری شاهنشاهی