گاهشماری شاهنشاهی

غزل شمارهٔ ۴

حافظ · غزل

خوانش: فریدون فرح‌اندوزشنیدن دکلمه در گنجور

صبا به لُطف بگو آن غزالِ رَعنا را

که سَر به کوه و بیابان تو داده‌ای ما را

شِکر فُروش که عُمرَش دراز باد چرا

تَفَقُّدی نَکُنَد طوطیِ شِکرخا را؟

غرورِ حُسنت اجازَت مَگَر نداد اِی گُل

که پُرسِشی نکُنی عَندَلیب شیدا را

به خُلق و لطف توان کرد صیدِ اهلِ نظر

به بند و دام نگیرند مرغِ دانا را

ندانم از چه سبب رنگِ آشنایی نیست

سَهی‌قَدانِ سیَه‌‌چشمِ ماه‌سیما را

چو با حبیب نِشینی و باده پِیمایی

به یاد دار مُحِبّانِ بادپیما را

جُز این قَدَر نَتوان گفت در جَمالِ تو عیب

که وضع مِهر و وفا نیست رویِ زیبا را

در آسمان نه عجب گَر به گفتهٔ حافظ

سُرودِ زُهره به رقص آورد مسیحا را

خلاصهٔ شعر

هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق خود اشاره می‌کند و از او می‌خواهد تا به غزال زیبا و دلربا توجه کند. او دربارهٔ عمر طولانی‌ آن‌هایی که شکر می‌فروشند صحبت می‌کند و نسبت به بی‌توجهی طوطی شکرخا ابراز نگرانی می‌کند. شاعر از غنای زیبایی‌های معشوق و سختی ارتباط با او می‌گوید، و از محبوب می‌خواهد که به یاد عاشقان وفادار باشد. در پایان، شاعر به زیبایی معشوق و خاص بودن او اشاره می‌کند و اشاره‌ای به قدرت عشق و زیبایی می‌کند که حتی می‌تواند مسبب شادی و نشاط در آسمان باشد.

متن از گنجور · ganjoor.net · دکلمه: فریدون فرح‌اندوز

دیگر آثار حافظ

غزل شمارهٔ ۴ — حافظ | گاهشماری شاهنشاهی