بخش ۱ - پادشاهی ضحاک تازی هزار سال بود
فردوسی · شاهنامه
چو ضحاک شد بر جهان شهریار
بر او سالیان انجمن شد هزار
سراسر زمانه بدو گشت باز
برآمد بر این روزگار دراز
نهان گشت کردار فرزانگان
پراگنده شد کام دیوانگان
هنر خوار شد جادویی ارجمند
نهان راستی آشکارا گزند
شده بر بدی دست دیوان دراز
به نیکی نرفتی سخن جز به راز
دو پاکیزه از خانهٔ جمّشید
برون آوریدند لرزان چو بید
که جمشید را هر دو دختر بدند
سر بانوان را چو افسر بدند
ز پوشیدهرویان یکی شهرناز
دگر پاکدامن به نام ارنواز
به ایوان ضحاک بردندشان
بر آن اژدهافش سپردندشان
بپروردشان از ره جادویی
بیاموختشان کژی و بدخویی
ندانست جز کژی آموختن
جز از کشتن و غارت و سوختن
خلاصهٔ شعر
چون ضحاک بر تخت نشست، روزگارِ هزارسالهی حکومتِ وحشت و بیداد آغاز شد. در این دورانِ طولانی و تاریک، آیینِ فرزانگان و خردمندان به فراموشی سپرده شد و میدان برای دیوانگان و بدکاران باز گردید. ارزشها واژگون شدند؛ هنر و فضیلت خوار و بیمقدار گشت و در مقابل، جادوگری و فریبکاری ارج و قرب یافت. راستی و صداقت ناچار به پنهان شدن بود، در حالی که گزند و آسیب آشکارا بر مردم میبارید و دستِ دیوصفتان بر مال و جانِ مردم دراز بود، چنانکه کسی جرئت نداشت جز در خفا و پنهانی سخن از نیکی بگوید. در این میان، ستمِ ضحاک تنها گریبانِ مردم را نگرفت، بلکه به خاندانِ جمشید نیز دست دراز کرد. دو بانوی پاکدامن و نجیب از دودمانِ جمشید به نامهای «شهرناز» و «ارنواز» را که همچون تاجِ سرِ بانوان بودند، کشانکشان و لرزان همچون بید از خانه بیرون آوردند و به ایوانِ آن پادشاهِ اژدهاپیکر بردند و تسلیمِ او کردند. ضحاکِ ناپاک که خود جز کشتن و سوختن و غارت هنری نداشت، آن دو گوهرِ پاک را نیز به آیینِ خود درآورد و به جایِ نیکی و پاکی، جادوگری و بدخویی را به آنان آموخت تا سیاهیِ حکومتش همه جا را فرا گیرد.
دیگر آثار فردوسی
- یکی مرد بود اندر آن روزگاربخش ۲ - مرداس تازی و فرزند ناخلفش ضحاک
- چو ابلیس پیوسته دید آن سخنبخش ۳ - داستان رویش مار بر شانههای ضحاک
- از آن پس برآمد ز ایران خروشبخش ۴ - سقوط جمشید
- چنان بد که هر شب دو مرد جوانبخش ۲ - ارمایل و گرمایل و رهانیدن قربانیان مارهای مغزخوار روییده بر دوش ضحاک
- چو از روزگارش چهل سال ماندبخش ۳ - کابوس ضحاک و پیشبینی موبدان برآمدن فریدون را
- برآمد برین روزگار درازبخش ۴ - زاده شدن فریدون، کشته شدن پدرش و پرورش او با شیر گاو برمایه
