بخش ۷
فردوسی · شاهنامه
دبیر جهاندیده را پیش خواند
دل آگنده بودش همه برفشاند
جهاندار چون کرد آهنگ مرو
به ماهوی سوری کنارنگ مرو
یکی نامه بنوشت با درد و خشم
پر از آرزو دل پر از آب چشم
نخست آفرین کرد بر کردگار
خداوند دانا و پروردگار
خداوند گردنده بهرام و هور
خداوند پیل و خداوند مور
کند چون بخواهد ز ناچیز چیز
که آموزگارش نباید به نیز
بگفت آنک ما را چه آمد بروی
وزین پادشاهی بشد رنگ و بوی
ز رستم کجا کشته شد روز جنگ
ز تیمار بر ما جهان گشت تنگ
بدست یکی سعد وقاص نام
نه بوم و نژاد و نه دانش نه کام
کنون تا در طیسفون لشکرست
همین زاغ پیسه به پیش اندرست
تو با لشکرت رزم را ساز کن
سپه را برین بر هم آواز کن
من اینک پس نامه بر سانِ باد
بیایم به نزد تو ای پاک و راد
فرستادهٔ دیگر از انجمن
گزین کرد بینادل و رایزن
خلاصهٔ شعر
هوش مصنوعی: در این قطعه، فردی به نام دبیر به شخصیت مهمی به نام جهاندیده نامه مینویسد. او دلنگران و ناراحت است و به شکوه و درد و خشم خود میپردازد. در ابتدای نامه، به بزرگترین خداوند، خالق و برآورندهی تمامی موجودات، اشاره میکند و سپس به وقایع تلخی که در جنگ رخ داده، از جمله مرگ رستم و فشارهایی که به مردم وارد شده، میپردازد. او از سعد وقاص به عنوان کسی که در جنگ پیروز شده نام میبرد و از جهاندیده میخواهد تا مقدمات جنگ را با لشکر خود فراهم کند و به او وعده میدهد که نزد او خواهد آمد. در پایان، فرستادهای دیگر از میان جمعیت انتخاب میشود.