گاهشماری شاهنشاهی

بخش ۲

فردوسی · شاهنامه

ز گفتار دهقان یکی داستان

بپیوندم از گفتهٔ باستان

ز موبد برین گونه بر داشت یاد

که رستم یکی روز از بامداد

غمی بد دلش ساز نخچیر کرد

کمر بست و ترکش پر از تیر کرد

سوی مرز توران چو بنهاد روی

چو شیر دژآگاه نخچیرجوی

چو نزدیکی مرز توران رسید

بیابان سراسر پر از گور دید

برافروخت چون گل رخ تاج‌بخش

بخندید وز جای برکند رخش

به تیر و کمان و به گرز و کمند

بیفگند بر دشت نخچیر چند

ز خاشاک وز خار و شاخ درخت

یکی آتشی برفروزید سخت

چو آتش پراگنده شد پیلتن

درختی بجست از در بابزن

یکی نره گوری بزد بر درخت

که در چنگ او پر مرغی نسخت

چو بریان شد از هم بکند و بخورد

ز مغز استخوانش برآورد گرد

بخفت و برآسود از روزگار

چمان و چران رخش در مرغزار

سواران ترکان تنی هفت و هشت

بران دشت نخچیرگه برگذشت

یکی اسپ دیدند در مرغزار

بگشتند گرد لب جویبار

چو بر دشت مر رخش را یافتند

سوی بند کردنش بشتافتند

گرفتند و بردند پویان به شهر

همی هر یک از رخش جستند بهر

چو بیدار شد رستم از خواب خوش

به کار امدش بارهٔ دستکش

بدان مرغزار اندرون بنگرید

ز هر سو همی بارگی را ندید

غمی گشت چون بارگی را نیافت

سراسیمه سوی سمنگان شتافت

همی گفت کاکنون پیاده دوان

کجا پویم از ننگ تیره‌روان

چه گویند گردان که اسپش که برد

تهمتن بدین سان بخفت و بمرد

کنون رفت باید به بیچارگی

سپردن به غم دل به یکبارگی

کنون بست باید سلیح و کمر

به جایی نشانش بیابم مگر

همی رفت زین سان پر اندوه و رنج

تن اندر عنا و دل اندر شکنج

خلاصهٔ شعر

هوش مصنوعی: داستان از زبان دهقان، به رستم پهلوان اشاره دارد که یک روز به شکار رفت. او با کمر بسته و تیر و کمان پر، به سمت مرز توران حرکت کرد. وقتی به مرز نزدیک شد، بیابانی پر از گور دید و سپس دچار غم شد. او در میدان نبرد آتش افروخت و به شکار پرداخت. در این میان، او گوری را در درختی مشاهده کرد که گوشتش را خورد. پس از مدتی خوابش برد، ولی وقتی بیدار شد، اسپ وفادارش رخش را نیافت و بسیار نگران و ناراحت شد. رستم از خواب خوش بیدار شد و به جستجوی رخش پرداخت، زیرا می‌ترسید که اگر مردم بفهمند اسبش را دزدیده‌اند، او را سرزنش کنند. از این رو، با دل‌خوری و نگرانی به سمت سمنگان رفت تا رخش را پیدا کند و خود را از ننگ و عیب نجات دهد.

متن از گنجور · ganjoor.net · دکلمه: عندلیب

دیگر آثار فردوسی

بخش ۲ — فردوسی | گاهشماری شاهنشاهی