گاهشماری شاهنشاهی

بخش ۱

فردوسی · شاهنامه

اگر تندبادی براید ز کنج

بخاک افگند نارسیده ترنج

ستمکاره خوانیمش ار دادگر

هنرمند دانیمش ار بی‌هنر

اگر مرگ دادست بیداد چیست

ز داد این همه بانگ و فریاد چیست

ازین راز جان تو آگاه نیست

بدین پرده اندر ترا راه نیست

همه تا در آز رفته فراز

به کس بر نشد این در راز باز

برفتن مگر بهتر آیدش جای

چو آرام یابد به دیگر سرای

دم مرگ چون آتش هولناک

ندارد ز برنا و فرتوت باک

درین جای رفتن نه جای درنگ

بر اسپ فنا گر کشد مرگ تنگ

چنان دان که دادست و بیداد نیست

چو داد آمدش جای فریاد نیست

جوانی و پیری به نزدیک مرگ

یکی دان چو اندر بدن نیست برگ

دل از نور ایمان گر آگنده‌ای

ترا خامشی به که تو بنده‌ای

برین کار یزدان ترا راز نیست

اگر جانت با دیو انباز نیست

به گیتی دران کوش چون بگذری

سرانجام نیکی بر خود بری

کنون رزم سهراب رانم نخست

ازان کین که او با پدر چون بجست

خلاصهٔ شعر

هوش مصنوعی: این شعر به بررسی مفاهیم زندگی، مرگ، عدالت و نابرابری می‌پردازد. شاعر با اشاره به تندباد و نابودی، به این نکته می‌رسد که حتی اگر ستمی صورت گیرد، ممکن است نتایج نامطلوبی به بار آورد. او به سوالاتی درباره عدالت و بی‌عدالتی اشاره می‌کند و در نهایت می‌گوید که مرگ نه به جوان و نه به پیر رحم نمی‌کند و همه باید با آن روبرو شوند. شاعر تأکید می‌کند که اگر انسان به نور ایمان آشنا باشد، بهتر است خاموشی اختیار کند و در برابر تقدیر خداوند تسلیم باشد. زندگی را باید با کوشش و تلاش در گذراند و در نهایت بر زندگی نیکو و نیکوکارانه‌ای تأکید می‌کند. در پایان، شاعر قصد دارد داستان سهراب را آغاز کند و به کین‌خواهی او از پدرش بپردازد.

متن از گنجور · ganjoor.net · دکلمه: عندلیب

دیگر آثار فردوسی

بخش ۱ — فردوسی | گاهشماری شاهنشاهی