Shahanshahi Calendar

غزل شمارهٔ ۷

Attar · Divan

Recited by فاطمه زندیListen on Ganjoor

بار دگر شور آفرید این پیر درد آشام ما

صد جام برهم نوش کرد از خون دل پر جام ما

چون راست کاندر کار شد وز کعبه در خمار شد

در کفر خود دین دار شد بیزار شد ز اسلام ما

پس گفت تا کی زین هوس ماییم و درد یک نفس

دایم یکی گوییم وبس تا شد دو عالم رام ما

بس کم زنی استاد شد بی خانه و بنیاد شد

از نام و ننگ آزاد شد نیک است این بدنام ما

پس شد چو مردان مرد او وز هر دو عالم فرد او

وز درد درد درد او شد مست هفت اندام ما

دل گشت چون دلداده‌ای جان شد ز کار افتاده‌ای

تا ریخت پر هر باده‌ای از جام دل در جام ما

جان را چون آن می نوش شد از بی‌خودی بیهوش شد

عقل از جهان خاموش شد و از دل برفت آرام ما

عطار در دیر مغان خون می‌کشید اندر نهان

فریاد برخاست از جهان کای رند درد آشام ما

Summary

هوش مصنوعی: این شعر به توصیف حالاتی همچون عشق، درد و اشتیاق می‌پردازد. شاعر از پیر دردآشام یاد می‌کند که با نوشیدن جام‌های پر از خون دل، شور و حال جدیدی به وجود می‌آورد. او به تمثیل حالت خمار و کفر اشاره می‌کند و می‌پرسد چرا باید در هوس بمانیم و به دوگانگی‌های دنیا بپردازیم. شاعر از آزادی از نام و ننگ و نیک و بد سخن می‌گوید و از تلاش برای شناخت حقیقت زندگی. در نهایت، به مستی از عشق و بی‌خود شدن اشاره می‌کند که عقل را خاموش و دل را آرام می‌سازد. عطار نیز در این راه به رازهای مگو و درد آشامیدن اشاره دارد، و از شوق او فریاد برمی‌خیزد.

Text from Ganjoor · ganjoor.net · Recitation: فاطمه زندی

More from Attar

غزل شمارهٔ ۷ — Attar | گاهشماری شاهنشاهی