گاهشماری شاهنشاهی

غزل شمارهٔ ۶

مولانا · دیوان شمس

خوانش: سهیل قاسمیشنیدن دکلمه در گنجور

بگریز ای میر اجل از ننگ ما از ننگ ما

زیرا نمی‌دانی شدن همرنگ ما همرنگ ما

از حمله‌های جند او وز زخم‌های تند او

سالم نماند یک رگت بر چنگ ما بر چنگ ما

اول شرابی درکشی سرمست گردی از خوشی

بیخود شوی آنگه کنی آهنگ ما آهنگ ما

زین باده می‌خواهی برو اول تنک چون شیشه شو

چون شیشه گشتی برشکن بر سنگ ما بر سنگ ما

هر کان می احمر خورد بابرگ گردد برخورد

از دل فراخی‌ها برد دلتنگ ما دلتنگ ما

بس جره‌ها در جو زند بس بربط شش تو زند

بس با شهان پهلو زند سرهنگ ما سرهنگ ما

ماده است مریخ زمن این جا در این خنجر زدن

با مقنعه کی تان شدن در جنگ ما در جنگ ما

گر تیغ خواهی تو ز خور از بدر برسازی سپر

گر قیصری اندرگذر از زنگ ما از زنگ ما

اسحاق شو در نحر ما خاموش شو در بحر ما

تا نشکند کشتی تو در گنگ ما در گنگ ما

خلاصهٔ شعر

هوش مصنوعی: این شعر به طور کلی درباره فرار از ننگ و درد و رنج‌هایی است که ناشی از برخورد با مشکلات و جنگ‌هاست. شاعر به مخاطب خود می‌گوید که از ننگ‌ها و چالش‌ها بگریزد زیرا درک درستی از وضعیت آن‌ها ندارد. او اشاره می‌کند که هیچ‌کس از آسیب‌ها و دردها سالم نمی‌ماند و برای رهایی از این وضعیت، باید مست و بی‌خود شد. در ادامه، شاعر به می‌نوشی و حس رهایی از دردها اشاره می‌کند و توصیه می‌کند که برای فرار از این چالش‌ها، باید دست به اقدام زد و از موانع عبور کرد. در پایان، شاعر بر اهمیت خاموشی و تسلیم در برابر شرایط سخت تأکید می‌کند تا از بروز مشکلات بیشتر جلوگیری شود.

متن از گنجور · ganjoor.net · دکلمه: سهیل قاسمی

دیگر آثار مولانا

غزل شمارهٔ ۶ — مولانا | گاهشماری شاهنشاهی