Shahanshahi Calendar

بخش ۴ - از خداوند ولی‌ّ التوفیق در خواستن توفیق رعایت ادب در همه حالها و بیان کردن وخامت ضررهای بی‌ادبی

Rumi · Masnavi

Recited by علیرضا محرابیListen on Ganjoor
Shown in the Persian original — a verified English translation of this poem is not available yet.

از خدا جوییم توفیق ادب

بی‌ادب محروم گشت از لطفِ رب

بی‌ادب تنها نه خود را داشت بَد

بلکه آتش در همه آفاق زد

مایده از آسمان در می‌رسید

بی‌ شِری و بیع و بی‌گفت و شنید

در میان قوم موسی چند کس

بی‌ادب گفتند «‌کو سیر و عدس‌؟»

منقطع شد خوان و نان از آسمان

ماند رنج زرع و بیل و داس‌مان

باز عیسی چون شفاعت کرد حق

خوان فرستاد و غنیمت بر طبَق

مائده از آسمان شد عائده

چون که گفت انزل علینا مائده

باز گستاخان ادب بگذاشتند

چون گدایان زلّه‌ها برداشتند

لابه کرده عیسی ایشان را که این

دایمست و کم نگردد از زمین

بدگمانی کردن و حرص‌آوری

کفر باشد پیش خوان مهتری

زان گدارویانِ نادیده ز آز

آن در رحمت بریشان شد فراز

ابر بَر ناید پی منع زکات

وَز زِنا افتد وَبا اندر جهات

هر چه بر تو آید از ظلمات و غم

آن ز بی‌باکی و گستاخیست هم

هر که بی‌باکی کند در راهِ دوست

ره‌زن مردان شد و نامرد اوست

از ادب پرنور گشته‌ست این فلک

وز ادب معصوم و پاک آمد مَلَک

بُد ز گستاخی کسوف آفتاب

شد عزازیلی ز جُراَت رَدِّ باب

What this poem says

This passage takes up the importance of courtesy and humility in life and on the soul's spiritual journey, arguing that discourtesy and ingratitude cut a person off from God's grace. The poet points to the story of the peoples of Moses and Jesus, showing how their lack of courtesy caused them to be deprived of divine blessings. He also warns that discourtesy, sin, and impudence bring calamity and hardship upon human societies, and that whatever suffering and sorrow befalls a person stems from this same discourtesy.

A prose synopsis, not a translation of the verse. Translated from the Persian summary.

More from Rumi