Shahanshahi Calendar

غزل شمارهٔ ۳۹

Hafez · Ghazals

Recited by فریدون فرح‌اندوزListen on Ganjoor

باغِ مرا چه حاجتِ سرو و صنوبر است؟

شمشادِ خانه‌پرورِ ما از که کمتر است؟

ای نازنین‌پسر، تو چه مذهب گرفته‌ای؟

کِت خونِ ما حلال‌تر از شیرِ مادر است

چون نقشِ غم ز دور بِبینی شراب خواه

تشخیص کرده‌ایم و مداوا مقرّر است

از آستانِ پیرِ مغان، سر چرا کشیم؟

دولت در آن سرا و گشایش در آن در است

یک قِصّه بیش نیست غمِ عشق، وین عجب

کز هر زبان که می‌شنوم، نامکرّر است

دی وعده داد وصلم و در سر شراب داشت

امروز تا چه گوید و بازش چه در سر است

شیراز و آبِ رکنی و این بادِ خوش نسیم

عیبش مکن که خالِ رُخِ هفت کشور است

فرق است از آبِ خِضر که ظُلمات جای او است

تا آبِ ما که مَنبَعش الله اکبر است

ما آبرویِ فقر و قناعت نمی‌بریم

با پادشه بگوی که روزی مقدّر است

حافظ چه طُرفه شاخ نباتیست کِلکِ تو

کِش میوه دلپذیرتر از شهد و شکّر است

Summary

شاعر در ابتدا از خوش‌قامتی یار خود می‌گوید و سپس مستی را علاج و داروی غم معرفی‌می‌کند. در ادامه‌، شاعر از زیبایی بی‌نظیر شهر شیراز‌، الطاف پیر مغان، شگفتی و اعجاز عشق، عهد‌شکنی محبوب و عظمت مقام قناعت‌ سروده است و در پایان‌، قلم سحرانگیز و شعر شیرین خود را تحسین کرده است.

Text from Ganjoor · ganjoor.net · Recitation: فریدون فرح‌اندوز

More from Hafez

غزل شمارهٔ ۳۹ — Hafez | گاهشماری شاهنشاهی