Shahanshahi Calendar

غزل شمارهٔ ۱۲

Saadi · Ghazals

Recited by حمیدرضا محمدیListen on Ganjoor

دوست می‌دارم من این نالیدن دلسوز را

تا به هر نوعی که باشد بگذرانم روز را

شب همه شب انتظار صبح‌رویی می‌رود

کان صباحت نیست این صبح جهان‌افروز را

وه که گر من بازبینم چهر مهرافزای او

تا قیامت شکر گویم طالع پیروز را

گر من از سنگ ملامت روی برپیچم زنم

جان سپر کردند مردانْ ناوکِ دلدوز را

کامجویان را ز ناکامی چشیدن چاره نیست

بر زمستان صبر باید طالب نوروز را

عاقلان خوشه‌چین از سر لیلی غافلند

این کرامت نیست جز مجنون خرمن‌سوز را

عاشقان دین و دنیاباز را خاصیتیست

کان نباشد زاهدان مال و جاه‌اندوز را

دیگری را در کمند آور که ما خود بنده‌ایم

ریسمان در پای حاجت نیست دست‌آموز را

سعدیا دی رفت و فردا همچنان موجود نیست

در میان این و آن فرصت شمار امروز را

Summary

هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان عشق و علاقه‌اش به نالیدن دلسوز و حسرت دیدار یار می‌پردازد. او به زیبایی صبح و چهره معشوق اشاره می‌کند و بیان می‌کند که اگر دوباره او را ببیند، تا ابد شکرگزاری خواهد کرد. شاعر همچنین به مشکلات و ناکامی‌های عاشقان اشاره می‌کند و می‌گوید که آنها باید صبر کنند تا به نوروز برسند. او به عقل و فهم عاشقان اشاره می‌کند که از عشق غافلند و در نهایت به این نکته می‌رسد که زمان، فرصتی برای لذت‌بردن از لحظه‌ها را به ما می‌دهد و از ما می‌خواهد از امروز بهره‌برداری کنیم، زیرا دیروز رفته و فردا نامشخص است.

Text from Ganjoor · ganjoor.net · Recitation: حمیدرضا محمدی

More from Saadi

غزل شمارهٔ ۱۲ — Saadi | گاهشماری شاهنشاهی