Shahanshahi Calendar

بخش ۶ - حکایت

Saadi · Bustan

Recited by حمیدرضا محمدیListen on Ganjoor

حکایت کنند از بزرگان دین

حقیقت شناسان عین الیقین

که صاحبدلی بر پلنگی نشست

همی راند رهوار و ماری به دست

یکی گفتش: ای مرد راه خدای

بدین ره که رفتی مرا ره نمای

چه کردی که درنده رام تو شد

نگین سعادت به نام تو شد؟

بگفت ار پلنگم زبون است و مار

وگر پیل و کرکس، شگفتی مدار

تو هم گردن از حکم داور مپیچ

که گردن نپیچد ز حکم تو هیچ

چو حاکم به فرمان داور بود

خدایش نگهبان و یاور بود

محال است چون دوست دارد تو را

که در دست دشمن گذارد تو را

ره این است، روی از طریقت متاب

بنه گام و کامی که داری بیاب

نصیحت کسی سودمند آیدش

که گفتار سعدی پسند آیدش

Summary

هوش مصنوعی: این متن به داستانی اشاره دارد که در آن یک بزرگ دین و حقیقت‌شناس سوار بر پلنگی می‌شود و ماری در دست دارد. شخصی از او می‌خواهد که راه خدای را به او نشان دهد و می‌پرسد که چگونه می‌تواند درنده‌ای مانند پلنگ را رام کند. پاسخ او این است که اگر پلنگ و مار در فرمان او هستند، به این دلیل است که او به حکم و اراده خداوند اعتماد دارد و به همین دلیل در امان است. اینجا به اهمیت پیروی از راه حق و اعتماد به خداوند اشاره شده است. در نهایت، نصیحت کسانی که به درستی سخن می‌گویند، در این مسیر مفید است.

Text from Ganjoor · ganjoor.net · Recitation: حمیدرضا محمدی

More from Saadi

بخش ۶ - حکایت — Saadi | گاهشماری شاهنشاهی