Shahanshahi Calendar

غزل شمارهٔ ۲۹

Rumi · Divan-e Shams

Recited by سیده سحر حسینیListen on Ganjoor

ای از ورای پرده‌ها تاب تو تابستان ما

ما را چو تابستان ببر دل گرم تا بستان ما

ای چشم جان را توتیا آخر کجا رفتی بیا

تا آب رحمت برزند از صحن آتشدان ما

تا سبزه گردد شوره‌ها تا روضه گردد گورها

انگور گردد غوره‌ها تا پخته گردد نان ما

ای آفتاب جان و دل ای آفتاب از تو خجل

آخر ببین کاین آب و گل چون بست گرد جان ما

شد خارها گلزارها از عشق رویت بارها

تا صد هزار اقرارها افکند در ایمان ما

ای صورت عشق ابد خوش رو نمودی در جسد

تا ره بری سوی احد جان را از این زندان ما

در دود غم بگشا طرب روزی نما از عین شب

روزی غریب و بوالعجب ای صبح نورافشان ما

گوهر کنی خرمهره را زهره بدری زهره را

سلطان کنی بی‌بهره را شاباش ای سلطان ما

کو دیده‌ها درخورد تو تا دررسد در گرد تو

کو گوش هوش آورد تو تا بشنود برهان ما

چون دل شود احسان شمر در شکر آن شاخ شکر

نعره برآرد چاشنی از بیخ هر دندان ما

آمد ز جان بانگ دهل تا جزوها آید به کل

ریحان به ریحان گل به گل از حبس خارستان ما

Summary

هوش مصنوعی: این شعر به عشق و جاودانگی اشاره دارد و از زیبایی‌های الهی و تجلی نور در زندگی انسانی سخن می‌گوید. شاعر با نگاهی عاشقانه، از معشوق دعوت می‌کند که به زندگی او بازگردد و دل را از غم و تاریکی رهایی بخشد. او توصیف می‌کند که چگونه عشق معشوق می‌تواند زندگی را به باغی پر از سبزه و گل تبدیل کند و در کنار آن به پیشرفت و شکوفایی انسان اشاره دارد. این شعر همچنین به فال و امید اشاره دارد و از نور و روشنی صبح به عنوان نمادی از ابتدای جدید و شگفت‌انگیز یاد می‌کند. در کل، این اثر تصویرگر اشتیاق و تمایل به وصف نعمت‌ها و زیبایی‌های عشق الهی است.

Text from Ganjoor · ganjoor.net · Recitation: سیده سحر حسینی

More from Rumi

غزل شمارهٔ ۲۹ — Rumi | گاهشماری شاهنشاهی