Shahanshahi Calendar

غزل شمارهٔ ۱

Rumi · Divan-e Shams

Recited by امیرحسین اسماعیلی مطلقListen on Ganjoor
Shown in the Persian original — a verified English translation of this poem is not available yet.

اِی رَستخیزِ ناگهان وی رحمتِ بی‌مُنتها

اِی آتشی اَفروخته، در بیشهٔ اَندیشه‌ها

امروز خَندان آمدی، مِفتاحِ زندان آمدی

بر مُستمندان آمدی، چون بَخشش و فَضلِ خدا

خورشید را حاجِب تویی، اومید را واجِب تویی

مطلب تویی طالب تویی، هم مُنتها هم مُبتدا

در سینه‌ها برخاسته، اندیشه را آراسته

هَم خویش حاجَت خواسته، هَم خویشتن کَرده رَوا

اِی روح‌بخشِ بی‌بَدَل، وِی لَذّتِ علم و عمل

باقی بهانه‌ست و دَغَل، کاین علّت آمد وان دَوا

ما زان دَغَل کَژبین شده، با بی‌گُنه در کین شده

گَه مَستِ حورَالعین شده، گَه مستِ نان و شوربا

این سُکر بین هِل عَقل را، وین نُقل بین هِل نَقل را

کَز بهرِ نان و بَقل را، چندین نشاید ماجرا

تَدبیرِ صَد رَنگ اَفکنی، بَر روم و بَر زَنگ اَفکنی

وَ اندر میان جَنگ اَفکنی، «فی اِصطِناعٍ لا یُری»

می‌مال پنهان گوشِ جان، می‌نِه بَهانه بَر کَسان

جان «رَبِّ خَلِّصنی» زَنان، والله که لاغ است ای کیا

خامُش که بَس مُستَعجِلَم، رَفتم سویِ پایِ عَلَم

کاغذ بِنِه بِشکن قَلَم، ساقی دَرآمد الصَلا

Summary (Persian)

این شعر به توصیف یک تجلی و ظهور خاص اشاره دارد که به عنوان رحمت بی‌نهایت و روشنگر به عرصه وجود آمده است. شاعر از حضور این نعمت سخن می‌گوید که بر دل‌ها شادی می‌آورد و گره‌گشای مشکلات است. او این حالت را به آتش الهام بخش در اندیشه‌ها تشبیه کرده و می‌گوید که این ظهور، برای مستمندان و نیازمندان، مایه خوشی و برکت است. شاعر همچنین بر این نکته تأکید می‌کند که علم و عمل در این مقام معنوی حائز اهمیت است و وجود این حقیقت تنها صدای دل را روشن می‌سازد. در پایان، شاعر با حس شعف به سمت علم می‌رود و از خداوند درخواست می‌کند تا او را از قید و بندهای ظاهری رها سازد.

Machine-generated summary, sourced from Ganjoor.

More from Rumi