Shahanshahi Calendar

غزل شمارهٔ ۴۴

Hafez · Ghazals

Recited by فریدون فرح‌اندوزListen on Ganjoor

کُنون که بر کفِ گُل، جامِ بادهٔ صاف است

به صد هزار زبان، بلبلش در اوصاف است

بخواه دَفْتَرِ اَشعار و راهِ صَحرا گیر

چه وَقْتِ مدرسه و بَحْثِ کَشْفِ کَشّاف است؟

فقیهِ مدرسه، دی، مَسْت بود و فَتوی داد

که مِی، حَرام ولی بِهْ ز مالِ اوقاف است

به دُرد و صاف، تو را حُکْم نیست خوش دَرکَش

که هرچه ساقیِ ما کَرْد عِیْنِ اَلطاف است

بِبُر ز خَلق و چو عَنقا، قیاسِ کار بگیر

که صیتِ گوشه‌نشینان، زِ قاف تا قاف است

حَدیثِ مُدّعیان و خیالِ همکاران

همان حکایتِ زَردوز و بوریاباف است

خموش «حافظ» و این نکته‌هایِ چونِ زَرِ سُرخ

نگاه دار که قَلّابِ شهر، صَرّاف است

Summary

هوش مصنوعی: این شعر از حافظ به مسائل زندگی و آزادی اشاره دارد. شاعر به زیبایی و لذت‌های لحظه‌ای اشاره می‌کند و به فتواهای فقهی که بر پایه‌های اجتماعی و اقتصادی است، انتقاد می‌کند. او اهمیت بهره‌مندی از زندگی را یادآور می‌شود و نسبت به دیدگاه‌های محدودکننده و قضاوت‌های اجتماعی هشدار می‌دهد. حافظ توصیه می‌کند که هر کس باید راه خود را بپیماید و از قضاوت دیگران فاصله بگیرد. در نهایت، با زبانی نغز و هنرمندانه، بر مراقبت از ارزش‌های واقعی زندگی تأکید می‌کند.

Text from Ganjoor · ganjoor.net · Recitation: فریدون فرح‌اندوز

More from Hafez

غزل شمارهٔ ۴۴ — Hafez | گاهشماری شاهنشاهی