Shahanshahi Calendar

غزل شمارهٔ ۳۴

Hafez · Ghazals

Recited by فریدون فرح‌اندوزListen on Ganjoor

رَواقِ منظرِ چشمِ من آشیانهٔ توست

کَرَم نما و فرود آ که خانه، خانهٔ توست

به لطفِ خال و خط از عارفان ربودی دل

لطیفه‌های عَجَب زیرِ دام و دانهٔ توست

دلت به وصلِ گل ای بلبلِ صبا خوش باد

که در چمن همه گلبانگِ عاشقانهٔ توست

عِلاجِ ضعفِ دلِ ما به لب حوالت کن

که این مُفَرّح یاقوت در خزانهٔ توست

به تن مُقصرم از دولتِ ملازمتت

ولی خلاصهٔ جان، خاکِ آستانهٔ توست

من آن نیَم که دَهَم نقدِ دل به هر شوخی

دَرِ خزانه، به مُهر تو و نشانهٔ توست

تو خود چه لعبتی ای شهسوارِ شیرین کار

که توسَنی چو فلک، رامِ تازیانهٔ توست

چه جای من، که بِلَغزَد سپهرِ شعبده‌باز

از این حیَل که در انبانهٔ بهانهٔ توست

سرودِ مجلست اکنون فلک به رقص آرَد

که شعرِ حافظِ شیرین سخن ترانهٔ توست

Summary

این شعر درباره عاشقی است که به‌معشوق پیام می‌فرستد که به خانه و سرای من بیا تا قدم تو را بر چشم بگذارم و ادامه‌می‌دهد که من عارفی پرهیزکار بودم اما دام زلف و دانه خال تو مرا شکار کرد. سپس برای بلبل بهاری که در هنگام سرودن شعر با او هم‌نوا گشته، آرزوی وصال و شادی می‌کند. شاعر در شعر خود از معشوق می‌خواهد که با بوسه‌ای دل تب‌دار او را مرهم نهاده و سیراب کند. حافظ در ادامه از زیبایی معشوق خود می‌گوید که فلک را عاشق خود کرده است و در پایان از شعر خود ستایش می‌کند که آسمان و آسمانیان را به رقص و پایکوبی وا می‌دارد.

Text from Ganjoor · ganjoor.net · Recitation: فریدون فرح‌اندوز

More from Hafez

غزل شمارهٔ ۳۴ — Hafez | گاهشماری شاهنشاهی