Shahanshahi Calendar

غزل شمارهٔ ۱۵

Rumi · Divan-e Shams

Recited by امیرحسین اسماعیلی مطلقListen on Ganjoor

ای نوش کرده نیش را بی‌خویش کن باخویش را

باخویش کن بی‌خویش را چیزی بده درویش را

تشریف ده عشاق را پرنور کن آفاق را

بر زهر زن تریاق را چیزی بده درویش را

با روی همچون ماه خود، با لطف مسکین‌خواه خود

ما را تو کن همراه خود‌، چیزی بده درویش را

چون جلوه مه می‌کنی وز عشق آگه می‌کنی

با ما چه همره می‌کنی چیزی بده درویش را

درویش را چه بود نشان؟ جان و زبان درفشان

نی دلق صدپاره کشان‌، چیزی بده درویش را

هم آدم و آن دم توی هم عیسی و مریم توی

هم راز و هم محرم توی چیزی بده درویش را

تلخ از تو شیرین می‌شود کفر از تو چون دین می‌شود

خار از تو نسرین می‌شود چیزی بده درویش را

جان من و جانان من کفر من و ایمان من

سلطان سلطانان من چیزی بده درویش را

ای تن‌پرست بوالحزن در تن مپیچ و جان مکن

منگر به تن بنگر به من چیزی بده درویش را

امروز ای شمع آن کنم بر نور تو جولان کنم

بر عشق جان افشان کنم چیزی بده درویش را

امروز گویم چون کنم یک‌باره دل را خون کنم

وین کار را یک‌سون کنم چیزی بده درویش را

تو عیب ما را کیستی تو مار یا ماهیستی

خود را بگو تو چیستی چیزی بده درویش را

جان را درافکن در عدم زیرا نشاید ای صنم

تو محتشم او محتشم چیزی بده درویش را

Summary

هوش مصنوعی: این شعر خواسته‌های درویش را به تصویر می‌کشد، که از محبوبش درخواست می‌کند به او عطاهایی ببخشد. او از محبوب می‌خواهد که با لطف و مهربانی، دل عاشقان را روشن کند و دردها را توسط محبتش تسکین بخشد. شاعر به زیبایی و جلوه محبوب اشاره می‌کند و از او می‌خواهد که در این دنیای پر از تلخی‌ها، به او چیزی بدهد که روحش را جلا بخشد. او همچنین یادآور می‌شود که هر دو جنبه‌ی جسم و روح باید مورد توجه قرار گیرد و بر اهمیت عشق و ارتباط نزدیک با محبوب تاکید می‌کند. در نهایت، او بر این نکته پافشاری می‌کند که خود را باید به آنچه در درون است بسنده کنند و از ظواهر دوری گزینند.

Text from Ganjoor · ganjoor.net · Recitation: امیرحسین اسماعیلی مطلق

More from Rumi

غزل شمارهٔ ۱۵ — Rumi | گاهشماری شاهنشاهی