Shahanshahi Calendar

غزل شمارهٔ ۲۵

Hafez · Ghazals

Recited by فریدون فرح‌اندوزListen on Ganjoor

شکفته شد گل حَمرا و گشت بلبل مست

صَلایِ سرخوشی، ای صوفیانِ باده پرست

اساسِ توبه که در محکمی چو سنگ نُمود

ببین که جامِ زُجاجی چه طُرفه‌اش بشکست

بیار باده که در بارگاهِ استغنا

چه پاسبان و چه سلطان، چه هوشیار و چه مست

از این رِباط دو در، چون ضرورت است رَحیل

رِواق و طاقِ معیشت، چه سربلند و چه پست

مقام عیش میسر نمی‌شود بی‌رنج

بلی به حکمِ بلا بسته‌اند عهدِ الست

به هست و نیست مَرنجان ضمیر و خوش می‌باش

که نیستی‌ست سرانجامِ هر کمال که هست

شکوهِ آصِفی و اسبِ باد و منطقِ طیر

به باد رفت و از او خواجه هیچ طَرف نبست

به بال و پَر مرو از ره که تیرِ پرتابی

هوا گرفت زمانی، ولی به خاک نشست

زبانِ کِلکِ تو حافظ چه شُکرِ آن گوید

که گفتهٔ سخنت می‌برند دست به دست

Summary

غزلی از حافظ به توصیف شادمانی و خودسازی می‌پردازد. شاعر به شکوفایی گل و مستی بلبل اشاره می‌کند و از صوفیان می‌خواهد که باده بنوشند. حافظ یادآوری می‌نماید که شادی و کامروایی، بدون زحمت و رنج به دست نمی‌آید و نیز آنکه مقام‌ها و موقعیت‌ها و در نهایت، همه چیز به فنا می‌رود. او به زیبایی کلام خود اشاره کرده و می‌گوید که سخنانش دست به دست می‌چرخد و این نشان از شیرینی و محبوبیت اشعار او دارد.

Text from Ganjoor · ganjoor.net · Recitation: فریدون فرح‌اندوز

More from Hafez

غزل شمارهٔ ۲۵ — Hafez | گاهشماری شاهنشاهی